شناسایی و ارتقای الگوهای ذهنی کارایی دانشآموختگان از منظر مدیران
نویسندگان
1 مدیریت و برنامه ریزی آموزشی، دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22034/smsj.2022.153676چکیده
این مطالعه با هدف تعیین الگوهای ذهنی کارایی مدیران گروهها و ارائه راهحلهایی برای آن انجام شده است. روش پژوهش بر حسب هدف، کاربردی و به لحاظ ماهیت اکتشافی (رویکرد کیفی و کمی) است. به عبارتی، روش کیو از منظر رؤسای گروههای آموزشی، دانشکدهها و استادان دانشگاه تهران نسبت به کارایی دانشآموختگان اجرا شده است. برای این کار تعداد 11 نفر از رؤسای گروههای آموزشی در سه دانشکده منتخب روانشناسی و علوم تربیتی، دانشکده مدیریت و نیز دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران از بین افرادی انتخاب گردید که به دلیل داشتن فعالیتهای فرهنگی و فوق برنامه اشراف کاملتری به کارایی دانشآموختگان داشتهاند. این افراد به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند که با آنها مصاحبه متنی صورت پذیرفت. ابتدا کارتهای گزارههای کیو در بین مشارکتکنندگان توزیع گردید. سپس بر اساس کارتهای توزیع شده در بین مشارکتکنندگان از میان 47 گزاره، 42 گزارۀ نهایی شناسایی شد و در نهایت پنج الگوی ذهنی مختلف نسبت به کارایی دانشآموختگان در بین اعضای هیئت علمی دانشگاه تهران مشخص گردید. مواردی همچون؛ کاربردی کردن آموزش، تناسب دانشجو با نیاز جامعه، جذب بازارکار، پژوهش در دانشگاه، مشارکت و رشد حرفهای دانشجو به عنوان عوامل کلیدی شناسایی گردید که این عوامل با استفاده از آزمون تحلیل عاملی اکتشافی محاسبه شد. بر اساس نتیجهگیری نهایی میتوان چنین تفسیر نمود که درصد زیادی از گزارهها و الگوهایی شناسایی شده گواه بر ناکارایی دانشآموختگان دانشگاهی است. در بین این گزارهها ذهنیت مدیران از کاربردی کردن آموزش مهمترین تأثیر را بالا بردن کارایی دانشآموختگان داشته است.