همگرایی حکمت علوی و دانش پزشکی و روانشناسی در ارتقای مهارت کنترل خشم (بازخوانی آموزه‌های نهج‌البلاغه و دستاوردهای علمی به مقوله خشم: رویکردی میان‌رشته‌ای)

نویسندگان

1 استادیار، گروه معارف و عمومی، مجتمع آموزش‌عالی فنی مهندسی اسفراین، خراسان‌شمالی، ایران

2 استادیار، گروه آموزش الهیات، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران

doi
10.22084/nahj.2025.30852.3184
چکیده

خشم، بعنوان یکی از احساسات طبیعی در پاسخ به ناملایمات، بی‌عدالتی‌ها، تهدیدات و ... بروز می‌کند که مواجهه نادرست و عدم‌کنترل صحیح آن می‌تواند منجر به رفتارهای غیرموثر، آسیب‌رسان و حتی مشکلات جسمی و روانی گردد. آموزش مهارت‌های زندگی از جمله روش‌هایی است که برای دستیابی به زندگی منطقی، سالم، هدفمند، انعطاف‌پذیر، رفتارهای سازگارانه و مثبت پیشنهاد می‌شود. پژوهش حاضر با رویکردی میان‌رشته‌ای، با استفاده از روش تحلیل متنی به شناسایی و تبیین آموزه‌های نهج‌البلاغه در زمینه کنترل‌خشم و یافته‌های علمی در این زمینه و بررسی چگونگی کاربرد این آموزه‌ها در  زندگی معاصر می‌پردازد. نتایج نشان می‌دهد که آموزه‌های نهج‌البلاغه در بسیاری از موارد با سازوکارهای شناخته‌شده روان‌شناختی و پزشکی هم‌پوشانی دارند و می‌تواند مبنایی برای طراحی الگوهای کاربردی مدیریت­خشم باشند. بر اساس یافته­ها، کظم­غیظ، حلم، صفح و احسان چرخه‌ای از پیشگیری اولیه؛ پیشگیری ثانویه و درمان را شامل می­شود که با برخی سازوکارهای مطرح در روان‌شناسی و پزشکیِ نوین از جمله تنظیم هیجان، کنترل تکانه، بازسازی شناختی، تاب‌آوری و ترمیم روابط بین‌فردی همسو و هم‌افزا هستند این چرخه، نه صرفاً فضایل و توصیه­های اخلاقی، بلکه مراحل مکمل یک فرایند پیشگیرانه، کنترلی و ترمیمی در مدیریت­خشم محسوب می­شوند. بر این اساس، می‌توان گفت نهج‌البلاغه قرن‌ها پیش راهبردهایی اخلاقی و تربیتی و علمی را طرح کرده که امروزه در قالب مفاهیم علمی جدید قابل تبیین‌اند. این هم‌سویی نشان می‌دهد که متون دینی، علاوه­بر کارکرد هدایتی و اخلاقی، ظرفیت آن را دارند که در گفت‌وگو با دانش معاصر به‌عنوان منبعی برای فهم عمیق‌تر و کاربردی‌ترِ مورد بهره‌برداری قرار گیرند.