تبیین الگوی توسعه رویکرد استاد-شاگردی در تسهیم دانش ضمنی
نویسندگان
1 عضو هیات علمی دانشگاه علم و فرهنگ
2 گروه آموزشی علوم تربیتی، کارشناس ارشد آموزش و بهسازی منابع انسانی، دانشگاه علم و فرهنگ تهران
3 گروه مدیریت بازرگانی دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه شهیدبهشتی، تهران، ایران
doi
چکیده
هدف و مقدمه: پژوهش حاضر با هدف تبیین امکانسنجی رویکرد استاد-شاگردی برای انتقال و تسهیم دانش ضمنی در تربیت اعضای هیأت علمی، دانشگاه شهید بهشتی اجرا شده است: سوال اصلی پژوهش این است که الگوی مناسب توسعه رویکرد استاد-شاگردی در تسهیم دانش ضمنی چگونه است و از چه مؤلفههایی تشکیل شده است؟ لذا با استفاده از روش مدلسازی پویا به بررسی وضعیت مؤلفههای تسهیم دانش با رویکرد استاد- شاگردی پرداخته شده است. مدل شامل 3 حلقه است؛ حلقه اول تسهیم دانش ضمنی: تولید دانش، نشر دانش، سازماندهی دانش و کاربرد دانش؛ حلقه دوم رویکرد استاد- شاگردی: فرهنگسازی، سیاستگذاری، ساختاردهی رویکرد استاد- شاگردی، منابع (مالی، نرمافزاری و سختافزاری، ICT) و منابع انسانی؛ حلقه سوم زیر مؤلفههای منابع انسانی: اعتماد، .مهارتهای ارتباطی، هدفگذاری، ارزیابی عملکرد، تعهد عاطفی، خودکارآمدی برای دانایی مدارکردن نظام آموزشی و پژوهشی مراکز آموزشی است.روششناسی: نمونه پژوهش مشتمل بر 265 نفر از اعضای هیأت علمی و 248 نفر از دانشجویان مقطع دکتری دانشگاه شهید بهشتی که به روش طبقهبندی انتخاب شدهاند. نوع پژوهش توصیفی پیمایشی است. در چارچوب مدل مفهومی پژوهش 15 فرضیه مورد آزمون قرار گرفته است. به منظور تعیین روایی پرسشنامه، از نظرات و پیشنهادات صاحبنظران متخصص در حوزه علوم تربیتی استفاده گردید. همچنین با محاسبه پایایی پرسشنامه از روش برآورد ضریب آلفای کرونباخ، اعضای هیأت علمی مقدار عددی 899/0 و دانشجویان دکتری 890/0 به دست آمد که نشان دهنده پایایی قابل قبول پرسشنامه بود. شیوه تجزیهوتحلیل دادهها مبتنی بر استفاده از آزمونهای استنباطی آماری از قبیل آزمون کولموگراف- اسمیرنف، تی تک نمونهای و تحلیل اکتشافی بوده است.یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد، امکان پیادهسازی رویکرد استاد-شاگردی فرد به فرد برای انتقال و تسهیم دانش در دانشگاه شهید بهشتی از دیدگاه اعضای هیأت علمی و دانشجویان دکتری وجود دارد (001/0 = p). همچنین یافتههای پژوهش نشان داد که مؤلفهها و زیر سازههای الگوی توسعه رویکرد استاد-شاگردی در تسهیم دانش ضمنی از وضعیت مطلوبی برخوردار بودهاند. بحث و نتایج: با توجه به تحلیل فرضیهها و نتایج آنها میتوان گفت؛ فرضیه اصلی پژوهش یعنی اجرای رویکرد استاد-شاگردی از دیدگاه اعضای هیأت علمی با انحراف معیار 458/0 آماره 52/32 و دانشجویان با انحراف معیار521/0 آماره 75/11 موجب تسهیم و انتقال دانش استاد-دانشجو در سطحی بالاتر میشود. این یافته با یافتههای سوزان (2016)، زید الحمدان و همکاران (2014)، بتینا و هارم (2014)، مور و همکاران (2014)، پاتل و همکاران (2011)، ویکی و همکاران (2008)، چااو و همکاران (2011)، قلیپور و هاشمی (1394)، محمدی و امینی (1394) که هر یک بر تاثیر برنامههای استاد-شاگردی همسویی دارد. هم چنین نتیجه آزمونهای مؤلفههای منابع انسانی نشان میدهد از دیدگاه اعضای هیأت علمی و دانشجویان تمامی مؤلفهها در امکانسنجی وضعیت مطلوبی دارند و شرایط پیادهسازی رویکرد استاد-شاگردی فرد به فرد را در دانشگاه شهید بهشتی فراهم میدانند. نتایج این پژوهش که بر مبنای 4 مؤلفه پایگاه دانش 5 مؤلفه رویکرد استاد-شاگردی و 6 زیر مؤلفه منابع انسانی است. و بعد این امکان منجر به بهبود رابطه استاد با دانشجو(رابطه استاد_شاگردی) شده و اعضای هیأت علمی پیشکسوت و با تجربه میتوانند در راستای نیاز و تربیت اعضای هیأت علمی جدید گام بزرگی بردارند به دلیل اینکه واقعاً آموزشهای رسمی و شفافی برای اعضای هیأت علمی جدید خصوصاً در زمینه برقراری ارتباط با دانشجویان، شیوه مدیریت کلاسداری وجود ندارد. ضمن اینکه با توجه به یافتههای این پژوهش مشخص میشود چون خود اعضای هیأت علمی نقش استاد را به صورت مستقیم دارند نشان دهنده این است که دانشگاه دارای ساختار غیررسمی در اجرای برنامه روش استاد-شاگردی است که این خود بزرگترین مزیت جهت پذیرش روشهای نوینی به مانند روش منتورینگ و دیگر روشهای نوین در حوزه منابع انسانی و آموزش عالی گردد.در پایان با عنایت به نتایج پژوهش امکان پیادهسازی رویکرد استاد-شاگردی، که هم اکنون به شکل یک ساختار غیررسمی در دانشگاه نمونه در حال انجام است، قابلیت تبدیل شدن به ساختار رسمی را دارا باشد. روشی که میتواند منجر به نتایج رضایت بخش هم برای استاد و دانشجو و هم الگوی بالندگی، توسعه برای دانشگاه شهید بهشتی گردد.