الگوی مدیریت عملکرد راهبردی در سازمانهای بزرگ مهندسی
نویسندگان
1 دانشکده مدیریت و برنامه ریزی راهبردی ، دانشگاه جامع امام حسین (ع)
2 دانشکده مدیریت و برنامه ریزی راهبردی، دانشگاه جامع امام حسین (ع)
3 دانشکده مدیریت و برنامه ریزی راهبردی، دانشگاه جامع امام حسین (ع)
doi
چکیده
هدف و مقدمه: از آنجای که هدف مدیریت امروز و ملاک موفقیت آن، کمک به تحقق چشمانداز، اهداف، راهبردها و بهبود مستمر عملکرد سازمان بوده و یکی از مهمترین گام های موفقیت مدیریت سازمان در حوزه عملکردی، نگاه جامع و راهبردی به بحث مدیریت عملکرد در سازمان است. همچنین یک نظام ارزیابی و پایش در قالب مدیریت عملکرد که برنامههای کلان قرارگاه را با یک نگاه سیستمی در تمام سطوح مورد پایش قرار دهد و از بازخوردهای گرفتهشده نه صرفاً بهمنظور ارزیابی، بلکه باهدف اصلاح مداوم آن و تحقق رسیدن به اهداف راهبردی و برنامههای تعیینشده ارائه نماید یکی از ضرورتهاست. هدف اصلی این مقاله، طراحی الگوی مدیریت عملکرد راهبردی در سازمانهای بزرگ مهندسی (موردمطالعه: قرارگاه سازندگی خاتمالانبیا (ص)) در راستای منتفع شدن آن است.روششناسی: این مقاله از نظر هدف کاربردی و از لحاظ نوع و شیوه گردآوری دادهها، توصیفی- پیمایشی است. منظور جمعآوری دادهها در خصوص عوامل موثر برمدیریت عملکرد راهبردی، مطالعات به صورت نظری-میدانی انجام شده است پس از بررسی پیشینه پژوهش، پنل دلفی تشکیل و اعضای مناسب برای آن انتخاب شد. در انتخاب اعضای پنل از روش نمونهگیری قضاوتی استفادهشده است؛ که دو گروه انتخاب شدند. گروه اول خبرگان آشنا به قرارگاه و گروه دوم خبرگان حوزه مدیریت عملکرد در سازمان. از گروه اول 25 نفر و از گروه دوم 15 نفر اعلام آمادگی کردند که درمجموع پنلی 40 نفره شکل گرفت. درنهایت پس از سه دور اجرا، در مورد عوامل موثر برمدیریت عملکرد راهبردی اجماع حاصل شد؛ که عوامل شناساییشده مبنای تهیه پرسشنامه ISM قرار گرفت. در این مرحله تعداد 25 نفر از مدیران و متخصان جهت تعیین نوع ارتباط و اولویتبندی عوامل شناسایی و از این پرسشنامه برای تعیین الگوی نهایی بکار گرفته شد. در این تحقیق، به دلیل پیچیدگی بالای سیستمها و واحدهای چندلایهی سازمان مربوطه، بههیچعنوان، نمیتوان فقط به استفاده از یک روش (کمی یا کیفی) اکتفا کرده و با آن، به شناخت کافی نسبت به موقعیت تحقیق دستیافت. به همین دلیل در راستای برطرف نمودن این نیاز، از ترکیب روشهای کمی و کیفی، تحت عنوان روشهای تحقیق ترکیبی یا آمیخته، از نوع روش ترکیبی اکتشافی استفادهشده است و رویکرد این پژوهش استقرایی- قیاسی است. این پژوهش به لحاظ استراتژی از استراتژی تحلیل مضمون و گونهشناسی استفاده میکند و درنهایت شیوه گردآوری دادهها بررسی اسناد و پرسشنامه است.یافتهها: در این تحقیق، عوامل مؤثر بر مدیریت عملکرد راهبردی قرارگاه سازندگی خاتمالانبیا (ص) با روش دلفی مورد شناسایی قرار گرفت کهتعداد 14 عوامل مؤثر بر مدیریت عملکرد راهبردی قرارگاه سازندگی شامل موارد زیر میباشد: اهداف راهبردی با درنظرگرفتن ذینفعان؛ تعریف سطح مورد انتظار؛ کنترل راهبردی؛ سنجش و ارزیابی عملکرد؛ بازخورد مداوم عملکرد؛ گزارش دهی و انتشار اطلاعات؛ بازنگری و اصلاح عملکرد؛ عوامل کلیدی موفقیت و انتخاب سنجهها و شاخصهای کلیدی؛ کنترل عملیاتی؛ ساختار سازمانی؛ گردآوری و جریان اطلاعات؛ برنامه اقدام محوری؛ کنکاش مفهومی و کنکاش محیطی.بحث و نتایج: بر اساس دیاگرام نهایی مدل ISM، عامل اهداف راهبردی با درنظر گرفتن ذینفعان، عامل زیر بنایی موثر بر مدیریت عملکرد راهبردی در بالاترین اولویت نسبت به عوامل دیگر قرار گرفته است. این عامل در درون خود عوامل بسیاری را شامل میشود که رسالت و مقصود سازمان؛ هدفهای خرد و کلان سازمان؛ ارزشهای محوری و فرهنگ سازمان؛ نقاط قوت و ضعف داخلی سازمان؛ فرصتها و تهدیدهای محیطی سازمان از جمله این عوامل است که قرارگرفتن این عامل در بالاترین اولویت، نشان دهنده اهمیت و جامعیت این عامل و صحت الگوی طراحی شده است. در سطوح بعدی، دو عامل کنکاش مفهومی (ماموریت، چشمانداز، منابع و ارزشها) و کنکاش محیطی (نقاط قوت و ضعف و فرصتها و تهدیدات محیطی) قرارگرفته است؛ که بنا به نظر اکثریت خبرگان، این دو عامل پشتیبان عامل اهداف راهبردی است که در دیاگرام نیز این مطلب بهدرستی به دست آمد . سطح بعد از کنکاوش مفهومی و محیطی، کنترل راهبردی قرارگرفته است در واقع کنترل راهبردی با در نظر گرفتن مسائل داخلی و خارجی (از خروجیهای کنکاش مفهومی و محیطی) همواره اهداف راهبردی را رصد و درصورت لزوم بنابه شرایط اصلاح مینماید و از آنجاییکه قرارگاه سازندگی یک سازمان نظامی و دارای سلسله مراتب است لذا لازم است اگر اصلاحی در سازمان نیاز به انجام باشد حتما، آن تغییر در ساختار قرارگاه (چه ساختار سازمانی و چه ساختار اطلاعاتی) انجام شود که به درستی در دیاگرام، این موضوع مشخص شده است. حال، نوبت به برنامه اقدام محوری و تعیین عوامل کلیدی موفقیت و انتخاب شاخصهای کلیدی است که در نمودار ISM این دو عامل بهدرستی یکی پس از دیگری آمده است. درواقع، درهرسازمانی هرچند اهداف مناسبی تعیین شود اما تازمانی که درسازمان اجرایی و پیاده سازی نشود درواقع ارزش چندانی نخواهد داشت در همین راستا، لازم است تا عوامل کلیدی موفقیت سازمان و همچنین شاخص های آن، برگرفته از اهداف راهبردی سازمان تعیین شود که این گام و گام بعدی (عامل گردآوری و انتشار اطلاعات)، تضمینی در اجرایی شدن آن است. در سطح بعدی دو عامل گزارشدهی و انتشار اطلاعات و گردآوری و جریان اطلاعات که باهم رابطهای دوسویه دارند کسبشده و در آخرین سطح نیز عوامل کاملاً مرتبطی مانند تعریف سطح مورد انتظار؛ سنجش و ارزیابی عملکرد؛ بازخورد مداوم عملکرد؛ بازنگری و اصلاح عملکرد و کنترل عملیاتی بهدستآمده است.