نقش و جایگاه زبان و ادبیات فارسی در دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در قبال افغانستان و تاجیکستان (1۴۰۰-1۳۸۴)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه روابط بینالملل، واحد بینالمللی کیش، دانشگاه آزاد اسلامی، جزیره کیش، ایران؛
2 دانشیار گروه علوم سیاسی و روابط بینالملل، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران؛
3 دانشیار گروه علوم سیاسی و روابط بینالملل، واحد شیراز، دانشگاه آزاد اسلامی، شیراز، ایران (نویسنده مسئول)؛
4 استادیار گروه علوم سیاسی و روابط بینالملل، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران؛
doi
10.22034/mr.2022.5232.5004چکیده
یکی از ابزار دیپلماسی فرهنگی، زبان و ادبیات است. هدف از این تحقیق بررسی نقش و جایگاه زبان و ادبیات فارسی در توسعه دیپلماسی فرهنگی بین سه کشور فارسیزبان جمهوری اسلامی ایران، افغانستان و تاجیکستان بین سالهای 1۴۰۰-1۳۸۴ است. بنابراین در پی پاسخ به این سؤال که آیا تلاشهای جمهوری اسلامی ایران در طراحی محتوای آموزشی به زبان فارسی برای مدارس و دانشگاههای افغانستان و تاجیکستان و همچنین ایجاد رسانههای برونمرزی اعم از نوشتاری، دیداری، شنیداری، چندرسانهای و مجازی با محوریت زبان فارسی برای مردم این دو کشور مؤثر بوده است؟ این پژوهش به روش توصیفی و از نوع فیشبرداری از اسناد و مدارک کتابخانهای، اینترنتی، مجازی و گزارشهای دستگاههای دولتی است. بررسی اسناد موجود نشان میدهد جمهوری اسلامی ایران در زمینه تألیف کتب درسی برای مدارس افغانستان و تاجیکستان فعالیتهای نسبی انجام داده، اما در بخش آموزش عالی، این فعالیتها عمدتاً بهصورت ارائه کتابهای چاپ ایران در این کشورها بوده است. در بخش رسانهای نیز جمهوری اسلامی ایران در راهاندازی شبکههای رادیویی و سایتهای خبری موفقیتهای خوبی داشته ولی در راهاندازی تلویزیونهای اختصاصی برای مردم افغانستان و تاجیکستان توفیقی نداشته است. با توجه به اشتراکات فرهنگی ازجمله زبان و ادبیات مشترک، جمهوری اسلامی ایران باید بتواند با تعمیق دیپلماسی فرهنگی به توسعه و تحکیم روابط بین سه کشور فارسیزبان کمک کند.