نقش تصویر مسئله عمومی و پیوند مسئله عمومی در توجه به مسئله عمومی؛ مطالعهای در افکارعمومی و خطمشیگذاران
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، مدیریت دولتی گرایش تصمیمگیری و خطمشیگذاری عمومی، گروه آموزشی مدیریت، دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اداری، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.
2 دانشیار، گروه مدیریت، دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اداری، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.
doi
10.22034/jipas.2025.530185.1821چکیده
هدف: هدف اصلی این پژوهش، بررسی عوامل تعیینکننده «توجه به مسئله عمومی» بهعنوان پیششرط حیاتی برای ورود مسائل به دستورکار خطمشیگذاری است. پژوهش با این فرض آغاز میشود که در جامعهای مانند ایران با ساختار تصمیمگیری متمرکز و فضای رسانهای ویژه، درک سازوکارهای جلب توجه عمومی و نخبگان به مسائل، برای اثربخشی و مشروعیت خطمشیها ضروری است. هدف مشخص، آزمون تأثیر چهار متغیر کلیدیِ دانش یا آگاهی از مسئله، تصویر مسئله عمومی، پیوند مسئله عمومی و استفاده از رسانه بر میزان توجه به مسائل عمومی در دو گروه افکار عمومی (شهروندان) و خطمشیگذاران (نمایندگان مجلس) است. روششناسی: این پژوهش از نظر هدف، توصیفی و از نظر نتیجه، کاربردی است که با روش پیمایشی و بهصورت تکمقطعی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل دو گروه بود: الف) 19 نفر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی، و ب) 98 نفر از شهروندان استان اصفهان. نمونهگیری به روش تصادفی انجام شد. ابزار جمعآوری دادهها، پرسشنامه محققساخته بود که براساس مبانی نظری و با استفاده از مطالعات پیشین طراحی شد. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه با نظر خبرگان تأیید شد و پایایی آن نیز از طریق محاسبه ضریب آلفای کرونباخ برای همه سازهها (که همگی بالاتر از 0.70 بودند) مورد تأیید قرار گرفت. برای تجزیهوتحلیل دادهها و آزمون فرضیهها، از مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) با رویکرد حدأقل مربعات جزئی (PLS) و با استفاده از نرمافزار SmartPLS استفاده شد. یافتههای پژوهش: یافتههای حاصل از تحلیل مدل معادلات ساختاری، هر چهار فرضیه اصلی پژوهش را تأیید کرد: 1- دانش یا آگاهی از مسئله عمومی تأثیر مثبت و معناداری بر توجه به مسئله عمومی دارد. این یافته نشان میدهد که هرچه افراد اطلاعات بیشتری درباره ابعاد و پیامدهای یک مسئله داشته باشند، احتمال توجه و حساسیت آنان نسبت به آن بیشتر میشود؛ 2- تصویر مسئله عمومی تأثیر مثبت و معناداری بر توجه به مسئله عمومی دارد. بهعبارت دیگر، نگرش کلی و ادراک افراد از مثبت یا منفی بودن، آسیبزا یا مفید بودن یک مسئله، در جلب توجه آنان مؤثر است؛ 3- پیـوند مسئله عمومی (ارتباط یک مسئله با مسـائل دیگر) تأثیر مثـبت و معناداری بر توجه به مسئله عمومی دارد. هنگامیکه یک مسئله با دغدغهها یا مسائل مهمتر و گستردهتر(مانند امنیت، اقتصاد، عدالت) پیوند داده میشود، شانس جلب توجه افزایش مییابد؛4- استفاده از رسانه، قویترین پیشبینیکننده توجه به مسئله عمومی بود. این نتیجه بر نقش محوری رسانهها (اعم از سنتی و جدید) در برجستهسازی، چارچوبدهی و شکلدهی به اولویتهای ذهنی افراد تأکید میکند.نتیجهگیری: این پژوهش نشان میدهد که فرایند جلب توجه به مسائل عمومی در ایران، فرایندی پیچیده و چندبعدی است که عمدتاً توسط عوامل شناختی و رسانهای هدایت میشود و کمتر متأثر از ویژگیهای دموگرافیک است. پیامدهای عملی مهم این یافتهها برای خطمشیگذاران و نهادهای حکمرانی عبارتاند از: 1- بازطراحی ارتباطات خطمشی: دولت و نهادهای تصمیمساز باید از شیوههای یکسویه اطلاعرسانی فاصله گرفته و بهسمت کارزارهای ارتباطی مشارکتجویانه و مسئلهمحور حرکت کنند. این کارزارها باید با هدف افزایش دانش عمومی از مسائل، شکلدهی به تصاویر واقعبینانه اما اثرگذار از آنها و ایجاد پیوندهای معنادار میان مسائل فنی با دغدغههای روزمره و ارزشهای اساسی جامعه طراحی شوند؛ 2- تنظیم گفتمان رسانهای: بهجای نگاه کنترلی صرف به رسانهها، نهادهای خطمشیگذار باید نقش توانمندساز و تسهیلگر را برای رسانهها (بهویژه رسانههای تخصصی) ایفا کنند. شفافسازی دادهها، آموزش روزنامهنگاران حوزه عمومی و تعامل سازنده با سکوهای رسانهای جدید، میتواند به تولید محتوای غنیتر و جلب توجه مؤثرتر بینجامد؛ 3- تقویت سرمایه شناختی جامعه: برای ایجاد حساسیت پایدار نسبت به مسائل عمومی، لازم است نظام آموزشی از سطح مدارس تا دانشگاهها بازنگری شود. گنجاندن آموزش مهارتهای تفکر انتقادی، تحلیل مسائل اجتماعی و سواد رسانهای میتواند نسلی از شهروندان آگاهتر و مسئولیتپذیرتر پرورش دهد که بهصورت فعالتر در فرایند خطمشیگذاری مشارکت میجویند؛ و 4- رصد و مدیریت تصویر و پیوند مسائل: خطمشیگذاران نیازمند سازوکارهایی برای رصد مستمر تصویر عمومی مسائل و نقشهبرداری از پیوندهای آنها در فضای گفتمانی هستند. این درک به آنان کمک میکند تا در زمان مناسب، با روایتپردازی مناسب، توجه لازم را به مسائل استراتژیک جلب کرده و از غفلت یا سوءتفاهم عمومی جلوگیری کنند.