ارزشیابی خطمشیهای انتخاب کارکنان دولت جمهوری اسلامی ایران
نویسندگان
1 استاد گروه مدیریت دولتی دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی، تهران ایران.
2 استاد گروه مدیریت دولتی دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی، تهران ایران.
3 استاد گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
4 دانشجوی دکترای تصمیم گیری و خط مشی گذاری دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
doi
10.22034/jipas.2025.494118.1751چکیده
هدف: خطمشیهای عمومی بازتاب واکنش دولتها به مسائل عمومی و اجتماعی هستند و نقش بنیادینی در جهتدهی به عملکرد نظام اداری و کیفیت حکمرانی ایفا میکنند. در چارچوب چرخه عقلایی خطمشیگذاری عمومی، مرحله ارزیابی خطمشی از اهمیت ویژهای برخوردار است؛ زیرا امکان قضاوت نظاممند درباره میزان تحقق اهداف، شناسایی پیامدهای واقعی و ناخواسته و فراهمسازی بستر یادگیری و اصلاح خطمشی را فراهم میسازد. در این میان، خطمشیهای مربوط به انتخاب کارکنان دولت بهدلیل تأثیر مستقیم بر کیفیت سرمایه انسانی، کارآمدی سازمانهای دولتی و اعتماد عمومی، از جمله مهمترین خطمشیهای عمومی کشور محسوب میشوند. هدف اصلی پژوهش حاضر، ارزشیابی جامع و نظاممند خطمشیهای انتخاب کارکنان دولت جمهوری اسلامی ایران در سه بخش آزمون، مصاحبه (کانون ارزیابی) و گزینش است. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که آیا خطمشیهای وضعشده در این حوزه توانستهاند اهداف مورد نظر خطمشیگذاران را محقق سازند یا خیر و نقاط قوت و ضعف آنها در مراحل مختلف خطمشیگذاری و اجرا چیست.روششناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از حیث ماهیت، کیفی است و بر پارادایم فرااثباتگرایی استوار میباشد. بهمنظور ارزیابی خطمشیهای انتخاب کارکنان دولت، از رویکرد CIPP شامل چهار بعد زمینه (Context)، نهاده (Input)، فرایند (Process) و ستاده (Product) استفاده شده است. این رویکرد بهعنوان یک الگوی جامع و نظاممند، امکان ارزیابی خطمشی را در تمامی مراحل چرخه خطمشیگذاری، از شناخت مسئله تا اجرای خطمشی و پیامدهای آن، فراهم میکند. دادههای پژوهش از طریق مصاحبههای عمیق نیمهساختاریافته با ۱۵ نفر از نخبگان و خبرگان حوزه خطمشیگذاری عمومی و مدیریت منابع انسانی در بخش دولتی گردآوری شد. مشارکتکنندگان بهصورت هدفمند انتخاب شدند. تحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام گرفت و نتایج در قالب شبکه مضامین و چارچوب تحلیلی پژوهش ارائه شد. از نوآوریهای روششناختی پژوهش میتوان به برقراری ارتباط مفهومی میان مؤلفههای مدل CIPP و چرخه خطمشیگذاری عمومی و بهکارگیری آن در ارزیابی یک خطمشی عمومی ملی اشاره کرد. در مرحله پایانی، بهمنظور اطمینان از کیفیت ارزیابی انجامشده، از فراارزیابی و بررسی آن از منظر سودمندی، عملی بودن، درستی و صحت استفاده شد.یافتههای پژوهش: یافتههای پژوهش نشان میدهد که خطمشیهای انتخاب کارکنان دولت در دستیابی به اهداف مورد انتظار موفق نبودهاند و در هر چهار بعد مدل CIPP با چالشها و کاستیهای قابل توجهی مواجه هستند. در بعد زمینه، ضعف در تعریف دقیق مسئله، عدم همراستایی خطمشیها با نیازهای واقعی نظام اداری و ابهام در تعریف شایستگیهای مورد انتظار کارکنان مشاهده میشود. در بعد نهاده، محدودیت منابع مالی، کمبود نیروی انسانی متخصص، ضعف ابزارها و زیرساختهای اجرایی از مهمترین مسائل شناساییشده است. در بعد فرایند، نارساییهایی نظیر نبود استانداردهای یکپارچه در آزمونها و مصاحبهها، ضعف نظارت و تأثیر عوامل غیررسمی در اجرای خطمشیها مشاهده شد. در بعد ستاده نیز نتایج نشان میدهد که خروجی خطمشیها از منظر تحقق شایستهسالاری، عدالت اداری و ارتقای کارآمدی نظام اداری رضایتبخش نبوده است. این کاستیها پیامدهای نامطلوبی در ابعاد ساختاری، فرهنگی، ابزاری، منابع انسانی و عملکردی به همراه داشتهاند.نتیجهگیری: نتایج پژوهش بیانگر آن است که اصلاح و بهبود خطمشیهای انتخاب کارکنان دولت نیازمند رویکردی نظاممند، مبتنی بر شواهد و یادگیری خطمشی است. چارچوب نهایی ارائهشده در این پژوهش که برگرفته از مدل CIPP میباشد، میتواند بهعنوان ابزاری عملی برای ارزیابی، بازنگری و اصلاح خطمشیهای عمومی مورد استفاده خطمشیگذاران قرار گیرد و به ارتقای کیفیت تصمیمگیری و کارآمدی نظام اداری کمک کند.