آسیبشناسی تحققپذیر آمایش سرزمین در ایران نمونه موردی: دور چهارم مطالعات آمایش سرزمین
نویسندگان
1 دانشآموخته دکتری شهرسازی، دانشکده شهرسازی، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران؛
2 استاد گروه شهرسازی، دانشکده شهرسازی، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران (نویسنده مسئول)؛
doi
10.22034/mr.2022.5403.5159چکیده
با اینکه قریب به نیمقرن از ورود مفهوم «آمایش سرزمین» به نظام برنامهریزی ایران میگذرد، اما هنوز آمایش سرزمین در محاق پنج دسته چالش «معرفتشناسی»، «مشروعیت»، «روششناسی و روش»، «محتوایی» و «تحققپذیری» گرفتار بوده و امر «توسعه سرزمینی» نیز مستمراً از عدم تعادلها و نابرابریهای فزاینده، تعارضات بینبخشی و بینمنطقهای، تخریب منابع و اضمحلال فرصتهای توسعه رنج میبرد. چالش «تحققپذیری» به عنوان یک حلقه مفقوده در نظام برنامهریزی (و جریان آمایش سرزمین)، بیشک اساسیترین، ملموسترین و فراگیرترین این چالشها بوده که بهنحوی برونداد سایر چالشها نیز است. «تحققپذیری» نیز از جمله مفاهیم سهل و ممتنع بوده که تعریف مورد اجماعی در جامعه علمی ندارد. بااینحال باید آن را مقولهای فرایندی دانست که الزامات آن باید در هر سه مرحله «پیشاتدوین»، «در حین تدوین» و «پساتدوین» مورد توجه قرار گیرد. بنابراین در پژوهش حاضر، هدف اصلی تبیین مفهوم «تحققپذیری» از یکسو و بررسی آسیبشناسانه تحققپذیری دور چهارم مطالعات آمایش سرزمین در ایران با بهرهگیری از روش پانل (مصاحبه عمیق با کارشناسان، صاحبنظران و دستاندرکاران موضوع) از سوی دیگر است. نتایج نشان میدهد آسیبهای مختلفی در هر سه ساحت پیشاتدوین (ساختاری - نهادی، قانونی و مدیریتی)، تدوین (مفهومشناختی، روششناختی و سازوکار تدوین) و پساتدوین (فرایندهای تصویب، اجرا و نظارت) بر جریان آمایش سرزمین مترتب بوده که تقریباً در دوره های پیشین نیز کموبیش وجود داشته و سبب تداوم اختلال در تحققپذیری آمایش سرزمین شده است.