بررسی انتقادی امکان اتصاف خداوند به شدت و عدم تناهی با محوریت دیدگاه خواجه طوسی و حکمای متأخر
نویسندگان
1 گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه ایلام
doi
10.22061/orj.2025.12215.898چکیده
در کلام حکمای اسلامی استفاده از برخی وصفهای کمی و کیفی در مورد خداوند مرسوم است. از جمله این الفاظ میتوان به شدت وجود و عدم تناهی اشاره کرد. چنان که یکی از عبارات بسیار رایج در کلام حکما این است که خداوند فوق مالایتناهی شدتا و مدتا و عدتا است. دقت در معنای این واژهها و کاربرد آنها این سوال را ایجاد میکند که آیا استفاده از این الفاظ در مورد خداوند و موجودات مجرد قابل قبول است یا خیر؟ و اگر این اطلاق قابل قبول و معتبر است، چگونه باید تعبیر صحیحی از آن بدست آورد. آنچه ار تحلیل معانی این عبارات و کاربرد آن بدست میآید این است که الفاظی مانند شدت وجود و شدت جود و عدم تناهی این اوصاف در مورد خداوند به کار رفته نمیتواند به لحاظ فلسفی صحیح باشد. حتی اگر بخواهیم این اوصاف و کیفیتها را به فعل خداوند هم نسبت بدهیم صرفا در مورد خلق مادی و با واسطه امکان اطلاق دارد. اما در مورد ذات حق اوصافی مانند شدت وجود نمیتواند معنادار باشد. همچنین در مورد امکان اطلاق لفظ عدم تناهی در مورد خداوند، امکان این اطلاق در معانی کمی و کیفی وجود ندارد و خطای فلسفی محسوب میشود. مگر اینکه عدم تناهی را نه به معنای کمی و کیفی بلکه به معنای سلبی بدون کمیت و بدون کیفیت بودن و بی حد بودن به کار ببریم که در این صورت در مورد وجود مطلق حق صحیح و معنا دار است.