مبانی هستیشناختی درمان شناختی – رفتاری و نقد آن بر اساس اندیشه اسلامی
نویسندگان
1 استادیار دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران
doi
10.22061/orj.2025.12545.916چکیده
پژوهش حاضر با هدف واکاوی مبانی هستیشناختی نظریه درمان شناختی–رفتاری(CBT) ، به تحلیل پیشفرضهای فلسفی نهفته در این رویکرد رواندرمانی میپردازد. این مطالعه با رویکرد کیفی و روش اسنادی–تحلیلی و با بهرهگیری از تحلیل مفهومی و تفسیر تطبیقی متون روانشناختی و فلسفی انجام شده است. یافتهها نشان می دهد که فلسفهی رواقی، اگزیستانسیالیسم و ذن بودیسم بیشترین تأثیر را در شکلگیری بنیانهای هستیشناختی پیشگامان شناختدرمانی داشتهاند. مؤلفههای کلیدی این مبانی شامل نفی مبدأ هستی، انکار موجودات مجرد و غیرمادی، و تصور جهان و آفرینش به عنوان پدیده ای بی هدف است. چنین پیشفرضهایی، بهویژه در پیوند با نگرش اگزیستانسیالیستی، فاصلهی قابلتوجهی میان شناختدرمانی و نگاه الهی در اندیشه اسلامی ایجاد میکند و محدودیتهایی در درک جامع از معنای زندگی و هستی انسان بهوجود میآورد. این پژوهش بر ضرورت بازخوانی انتقادی نظریههای رواندرمانی از منظر هستیشناسی تأکید دارد و اهمیت تحلیل فلسفی مبانی را برای فهم عمیقتر تجربه انسانی برجسته میسازد.