منطق چندروایتی/ تکروایتی در تولیدات رسانهای (مورد مطالعه: مجموعههای تلویزیونی)
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد جامعهشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
2 دانشیار گروه جامعهشناسی، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه کردستان (نویسنده مسئول)، سنندج، ایران
doi
10.22034/bmsp.2023.354931.1771چکیده
پژوهش حاضر تلاشی برای واکاوی منطق چندروایتی/ تکروایتی در تولیدات رسانهای است که بهطور خاص ژانر مجموعههای تلویزیونی برای مطالعه انتخاب شده است. بهلحاظ نظری، از آرای میخاییل باختین، رولان بارت و ژیل دلوز برای مفهومپردازی دوگانة تکروایتی/ چندروایتیبودن متن استفاده شده است و بهلحاظ روشی، تحلیل محتوای کیفی بهکار رفته است. با اتکا بر نمونهگیری نظری ـ هدفمند دو مجموعة "روزگار قریب" و "پروانه" برای تحلیل انتخاب شدند که وجه مشترکشان روایتپردازی قصهای ـ تاریخی است. از "روزگار قریب" پنج سکانس و از "پروانه" سه سکانس که حاوی غنیترین دادهها هستند انتخاب شدند. نتایج نشان میدهد که "روزگار قریب" مبتنی بر منطق چندروایتی است و در آن روایتپردازی قصة اصلی در متن پرداختن به انواع خردهداستانها و خردهروایتهای دیگر انجام میپذیرد. نهفقط شخصیتها و کنشها و تعاملها در ابعاد مختلف و از نقطهنظرهای متفاوت به نمایش گذاشته میشوند، بلکه طیف وسیعی از ماجراها و رخدادهای بهظاهر حاشیهای، شخصیتهای فرعی، صداهای ناشنیده و برهمکنشهای بهظاهر بیاهمیت در کنار قصة اصلی روایتپردازی میشوند. درست در نقطة مقابل، مجموعة "پروانه" داستانی واحد را با اتکا بر روایتی خطی و یکسونگر به نمایش میگذارد که در آن مخاطب فقط قادر به شنیدن صدای راوی مسلط، و نه هیچکس دیگر، است.