کاربرد تفکر راهبردی در نظام حل مسائل مناطق مرزی با تأکید بر کارآفرینی و اشتغال (مطالعه موردی: استان سیستان و بلوچستان)
نویسندگان
1 دانشیار، گروه مدیریت دولتی، دانشکده اقتصاد و علوم اداری، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران.
2 دانشیار، گروه مدیریت دولتی، دانشکده اقتصاد و علوم اداری، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران.
3 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت دولتی، دانشکده اقتصاد و علوم اداری، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران.
4 استادیار، گروه مدیریت دولتی، دانشکده اقتصاد و علوم اداری، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران.
5 دانشیار، گروه مدیریت دولتی، دانشکده اقتصاد و علوم اداری، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران.
doi
10.22034/jipas.2025.515563.1791چکیده
هدف: مطابق با اصول نظریههای کلاسیک و نوین مدیریت (نظیر نظریه کنترل سازمانی یا دیدگاههای مبتنی بر سنجش عملکرد)، بهبود هر پدیدهای در سازمان، مستلزم کنترل و مدیریت مؤثر آن است و این امر، بدون برخورداری از ابزارهای معتبر اندازهگیری، دشوار و یا ناممکن خواهد بود. این رویکرد نشان میدهد که طراحی و اعتبارسنجی ابزارهای سنجش، نقش مهمی در مطالعات سازمانی ایفا میکند. در همین راستا، دیپلماسی سازمانی، بهمثابه یک ظرفیت رفتاری برای بهبود تعاملات درونسازمانی، نیازمند تعریف عملیاتی روشن و طراحی ابزار اندازهگیری قابل اتکا است. از اینرو، در محیطهای کاری معاصر که ویژگیهایی چون تنوع نیروی انسانی، تعارضهای درونسازمانی، تفاوتهای نسلی، رفتارهای سیاسی و شکلگیری گروههای فشار را شامل میشوند، نظریههای نقشآفرینی اقتضایی مدیران یا مدلهای رفتاری مدیریت منابع انسانی، بیانگر آناند که موفقیت مدیران منابع انسانی در چنین بافتهایی مستلزم ایفای نقشهایی فراتر از چارچوبهای سنتی و نزدیک به عملکرد یک دیپلمات حرفهای است. افزون بر این، هدف اصلی پژوهش حاضر آن است که با ارائه ابزاری معتبر، امکان سنجش و مقایسه وضعیت دیپلماسی منابع انسانی در سازمانهای مختلف فراهم شود. این ابزار میتواند بهعنوان مبنایی برای تدوین سیاستهای راهبردی و برنامههای آموزشی مورد استفاده قرار گیرد. روششناسی: با مبنا قراردادن الگوی مفهومیِ مدیریت منابع انسانی دیپلماتیک و استفاده از روششناسی دهمرحلهای ساخت سنجهی اندازهگیری راتری و جونز، سنجهای برای اندازهگیری و اعتبارسنجی سازهی مذکور طراحی شد. ابزار طراحیشده در قالب ۶۶ سؤال، قابلیت سنجش مدیریت منابع انسانی دیپلماتیک را در هشت بعد نشان داد. فرآیند اعتبارسنجی این ابزار بر اساس دادههای گردآوریشده در جامعه آماری شامل مدیران، معاونان و کارشناسان منابع انسانی فعال در سازمانهای دولتی و غیردولتی انجام شده است.یافتهها: ابزار طراحیشده توانست مدیریت منابع انسانی دیپلماتیک را در هشت بعد کلیدی اندازهگیری کند: نفوذ میان کارکنان از طریق تعامل مثبت، رصد کارکنان با حفظ کرامت انسانی، برنامهریزی دیپلمـاتیک منـابع انسانی، تجزیهوتحلیل شغل دیپلماتیک، تأمین دیپلماتیک منابع انسانی، آموزش و توسعه دیپلماتیک، مدیریت دیپلماتیک عملکرد و نگهداشت کارکنان. این ابعاد، تصویری جامع از نقشهای چندگانه مدیران منابع انسانی در مقام دیپلمات سازمانی ارائه میدهند و نشان میدهند که چگونه میتوان با بهرهگیری از رویکردی مبتنی بر دیپلماسی، روابط کاری را از سطح وظایف اداری به سطحی راهبردی و انسانی ارتقا داد.نتیجهگیری: نتایج بهدستآمده، امکان ارزیابی وضعیت موجود مدیریت منابع انسانی دیپلماتیک در سازمانها را فراهم میآورد و میتواند مبنایی برای برنامهریزیهای راهبردی بهمنظور نهادینهسازی اصول دیپلماسی در کارویژههای مدیریت منابع انسانی باشد. افزون بر این، پژوهش حاضر میتواند به توسعه ادبیات نظری در حوزه مدیریت منابع انسانی کمک کند و زمینهای برای طراحی سیاستهای آموزشی و توسعهای فراهم آورد. در عمل، این ابزار میتواند به مدیران کمک کند تا با شناخت دقیقتر از نقاط قوت و ضعف خود، مسیر ارتقای مهارتهای دیپلماتیک را طی کنند و در مواجهه با چالشهای پیچیده سازمانی، نقش میانجیگر و تسهیلگر ایفا نمایند. بدینترتیب، دیپلماسی منابع انسانی نهتنها به بهبود تعاملات درونسازمانی منجر خواهد شد، بلکه میتواند به افزایش رضایت کارکنان، کاهش تعارضها و ارتقای سرمایه اجتماعی سازمان نیز بینجامد. همچنین، بهرهگیری از این ابزار در سطح کلان میتواند به سیاستگذاران سازمانی کمک کند تا چارچوبهای آموزشی و توسعهای متناسب با نیازهای واقعی محیط کار طراحی کنند و از طریق آن، فرهنگ سازمانی مبتنی بر احترام، اعتماد و همکاری را تقویت نمایند. در نهایت، این رویکرد میتواند به ایجاد سازمانهایی انعطافپذیر، یادگیرنده و توانمند در مواجهه با تغییرات محیطی اجتنابناپذیر سازمان منجر شود.