درآمدی بر استعاره حکمرانی بهمثابه زیستبوم (اکوسیستم)؛رهیافتهایی برای نظام حکمرانی مبتنی بر منطق ترکیبی
نویسندگان
1 استادیار، دانشکده مدیریت، اقتصاد و مهندسی پیشرفت، دانشگاه علم و صنعت ایران، ایران، تهران.
2 دانشجوی دکتری مدیریت دولتی، گروه خطمشی و اداره امور عمومی، دانشکده مدیریت دولتی و علوم سازمانی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22034/jipas.2025.474019.1728چکیده
هدف: این مقاله با هدف ارائه الگوی «حکمرانی بهمثابه زیستبوم (اکوسیستم)» بهعنوان رهیافتی نوین، یکپارچه و تکاملیافته در مطالعات حکمرانی نگاشته شده است. با توجه به تکثر و پراکندگی رویکردهای موجود، هدف اصلی پژوهش، صورتبندی الگویی استعارهای است که با تکیه بر منطق ترکیبی (هیبریدی)، بتواند حکمرانی را بهمثابه سیستمی زنده، پیچیده، تطبیقپذیر و مشارکتی مفهومپردازی کند. پرسش اصلی مقاله این است که مختصات و مؤلفههای بنیادین چنین الگوی حکمرانی زیستبوممحور چیست و چگونه میتواند بهعنوان چارچوبی تحلیلی، ابهامات موجود در انتخاب رویکرد مناسب را کاهش دهد.روششناسی: روش این پژوهش، کیفی و از نوع فراترکیب است. در گام نخست، با مرور نظاممند ادبیات گسترده حوزههای حکمرانی، مطالعات سیستمی و بومشناختی، مفاهیم و مؤلفههای کلیدی استخراج شد. سپس، با بهکارگیری مراحل گامبهگام خلق استعاره، تشابهات ساختاری و کارکردی بین نظامهای پیچیده طبیعی (اکوسیستمها) و نظام پیچیده حکمرانی عمومی مورد تحلیل قرار گرفت. این فرایند، امکان انتقال نظاممند ویژگیها و اصول حاکم بر زیستبومهای طبیعی به قلمرو اجتماعی حکمرانی را فراهم آورد و الگوی مفهومی پژوهش را شکل داد.یافتههای پژوهش: یافتههای پژوهش نشان میدهد که الگوی حکمرانی زیستبوممحور را میتوان در سه سطح تحلیل ساختاربندی کرد: سطح کلان (ساختاری): در این سطح، مؤلفههایی مانند خلق ارزش جمعی، پایداری و تابآوری، تطور هدف، توانایی حل خودسازمانیافته مسائل پیچیده، زمینهمندی، تفکر پلتفرمی، خودسازماندهی، رشد و همتکاملی، التزام به قواعد نهادی-اجتماعی، خودپایداری و میانکنشپذیری مورد تأکید قرار میگیرند. حکمرانی در این سطح، ساختاری پویا، انعطافپذیر و غیرمتمرکز مییابد که بر بستر تعاملات شکل میگیرد. سطح میانی (فرایندها و تعاملات): این سطح بر شیوههای ارتباط و کنش متقابل بازیگران متمرکز است. مؤلفههای اصلی این سطح شامل یادگیری (تکحلقهای، دوحلقهای و چندحلقهای)، مشارکت و همکاری، وابستگی متقابل و همتافتگی، تعامل آزاد، طراحی مشترک آینده، بازبودگی، نوآوری و همتخصصگرایی است. در این دیدگاه، فرایند حکمرانی، شبکهای پیچیده و یادگیرنده از تبادل دانش، منابع و اقدامات است.سطح خرد (بازیگران): ویژگیهای بازیگران دسترسی به منابع، اهمیت همه اجزا و بازیگران، عدالت در توزیع، انطباقپذیری، درگیرسازی همه ذینفعان و همآفرینی بازیگران حکمرانی، موجودیتهایی مستقل اما عمیقاً وابسته به شبکه و دارای عاملیت فعال در شکلدادن به کل نظام هستند.نتیجهگیری: این مقاله نشان میدهد که استعاره «زیستبوم» بهعنوان یک چارچوب ترکیبی، میتواند تکامل منطقی رهیافتهای حکمرانی از «دولتمحوری» به «شبکهای» و «پلتفرمی» را کامل کند و گام بعدی را به سوی الگویی زنده، غیرمتمرکز و تکاملیافته بردارد. پیامد عملی این نگاه، تغییر در ذهنیت و عمل سیاستگذاران و مدیران عمومی است؛ بهطوریکه باید از منطق کنترل خطی و از بالا به پایین فاصله گرفته و به سمت خلق بسترها (پلتفرمها) و قواعد نهادی توانمندساز برای خودسازماندهی، یادگیری جمعی، نوآوری و همتکاملی همه ذینفعان حرکت کنند. طراحی نظامهای حکمرانی باید زمینهمند، منعطف و در خدمت تقویت تابآوری و پایداری کل نظام اجتماعی باشد. این الگو میتواند راهنمایی برای بازطراحی فرایندهای خطمشیگذاری، ارائه خدمات عمومی و مدیریت تعاملات اجتماعی در شرایط پیچیده امروزی ارائه دهد.