حرکت به سوی ساختار سازمانی مسطح در سازمان حج و زیارت
نویسندگان
1 استادیار گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال، تهران، ایران
2 استادیار گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال، تهران، ایران.
3 کارشناسی ارشد مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال، تهران، ایران.
doi
10.22034/jipas.2025.474000.1727چکیده
هدف: سازمانها برای دستیابی به اهداف خود نیازمند ساختاری متناسب با تغییرات محیطی و نیازهای درونی هستند. ساختارهای سلسلهمراتبی و بلند، بهدلیل تمرکز قدرت، پیچیدگی و رسمیت بالا، اغلب موجب کاهش چابکی، کندی تصمیمگیری، افت کارایی و محدود شدن خلاقیت و نوآوری میشوند. در مقابل، تحولات محیطی، توسعه فناوریهای اطلاعاتی و افزایش توانمندی منابع انسانی، زمینه حرکت بهسوی ساختارهای ساده، منعطف و مسطح را فراهم کرده است که میتواند به بهبود ارتباطات، تسریع تصمیمگیری و افزایش اثربخشی سازمانی بینجامد. در سازمانهای دولتی، تعدد سطوح مدیریتی و حاکمیت دیوانسالاری از چالشهای اساسی بهشمار میرود که پیامدهایی چون افزایش هزینههای اداری، کاهش مشارکت کارکنان و افت رضایت اربابرجوع را در پی داشته است. سازمان حج و زیارت نیز بهعنوان یک سازمان دولتی مستقل، با ساختاری متمرکز و سلسلهمراتبی مواجه است که گزارشها و شواهد موجود، ضرورت بازنگری در آن و حرکت بهسوی ساختاری مسطحتر را برجسته میکند. همچنین اسناد بالادستی نظام اداری کشور بر چابکسازی، کاهش سطوح مدیریتی و افزایش اثربخشی تأکید دارند. بر این اساس، با توجه به ویژگیها، مأموریتها و محدودیتهای خاص سازمان حج و زیارت و با در نظر گرفتن خلأ پژوهشی موجود، این مطالعه با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر استقرار ساختار سازمانی مسطح در سازمان حج و زیارت انجام شده است.روششناسی: این پژوهش با رویکرد آمیخته (کیفی–کمی) انجام شد. در بخش کیفی، با استفاده از نمونهگیری هدفمند و انجام ۲۲ مصاحبه با خبرگان سازمانی و دانشگاهی، دادهها تا رسیدن به اشباع نظری گردآوری و با روش تحلیل مضمونی و شبکه مضامین آتراید– استیرلینگ تحلیل شدند. اعتباربخشی یافتهها براساس معیارهای چهارگانه گوبا و لینکن انجام شد. در بخش کمی، جامعه آماری شامل ۱۳۵۰ نفر از کارکنان سازمان حج و زیارت بود که با استفاده از قواعد سرانگشتی، ۳۰۰ نفر به روش نمونهگیری طبقهای تصادفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه محققساخته با روایی صوری و پایایی تأییدشده بود. برای آزمون الگوی پیشنهادی از مدلسازی معادلات ساختاری با رویکرد حدأقل مربعات جزئی استفاده شد.یافتههای پژوهش: با استفاده از روش تحلیل محتوای مضمونی، از بین عبارتهای بیانی مصاحبهشوندگان، تعداد 188 برچسب اولیه استخراج شد. از مجموع 188 برچسب اولیه، تعداد 46 مفهوم در 5 طبقه ایجاد شد. در الگوی ارائهشده در مرحلهکیفی پژوهش، عوامل مؤثر بر ساختار سازمانی مسطح شامل 5 عامل تحت عناوین عامل مدیریتی، عامل انسانی، عامل شغلی، عامـل سازمـانی و عامل محیـطی است. بهمنظور اطمینان از اثربخشـی الگوی برآمده از مرحـله کیفی، از الگوسازی معـادلات ساختاری در مرحله تحلیل عاملی تأییدی مرتبه دوم بهره گرفته شد. نتایج نشان داد که عامل انسانی با بار عاملی 0.88، عامل سازمانی با بار عاملی 87/0، عامل شغلی با بار عاملی 0.84، عامل محیطی با بار عاملی 0.82 و عامل مدیریتی با بار عاملی 0.72، بر ساختار سازمانی مسطح تأثیر مثبت و معناداری دارند. نتیجهگیری: یافتههای این پژوهش چارچوبی بومی و مبتنی بر شواهد برای بازطراحی ساختار سازمانی سازمان حج و زیارت در جهت حرکت بهسوی ساختار مسطح را فراهم میآورد. نتایج نشان میدهد که مدیران میتوانند با تمرکز بر عوامل انسانی، سازمانی، شغلی، محیطی و مدیریتی، بهویژه با اولویت دادن به ابعاد انسانی و سازمانی، زمینه کاهش سطوح سلسلهمراتبی، تقویت تفویض اختیار، بهبود فرایندهای کاری و ارتقای مشارکت کارکنان را فراهم کنند. بهکارگیری این الگو میتواند به افزایش چابکی سازمان، تسریع تصمیمگیری، کاهش هزینههای اداری و بهبود کیفیت خدمات منجر شود و بهعنوان مبنایی علمی برای اجرای برنامههای اصلاح ساختار و چابکسازی در سازمانهای دولتی مشابه نیز مورد استفاده قرار گیرد.