مفهومسازی حرم به مثابه مشقی برای سیاست خارجی دولت اسلامی در عصر دولت- ملت
نویسندگان
1 استادیار، دانشکده حقوق، علوم سیاسی و تاریخ - بخش علوم سیاسی
doi
چکیده
عصر مدرن که پس از تعریف انسانِ جایگزین خدا در مکتب اومانیسم ظهور یافت، علیرغم دستاوردهای مادی بسیار، با بحران معنا مواجه شد. انسانِ اروپایی، در راستای رفع این بحران از طریق هویتهای برساختهای مانند ملیگرایی عمل کرد. اما تکیه بسیار بر هویت ملی خود منجر به بحران جدیدی به نام ملتپرستی و تلاش برای نشان دادن برتری قومی و نژادی یک ملت بر ملتهای دیگر شد. این بحران در جهان اسلام نیز با شکلگیری دولت-ملت خود را نشان داد و سوالی که ذهن اندیشمندان اسلامی و از قضا این پژوهش را درگیر خود کرده، این است که مسلمانان، علیرغم تاکید دین بر امت واحده و به حاشیه راندن هویتهای ملی، در عصر ملتگرایی و شکلگیری مرزهای سیاسی، چه نگاهی به ملت باید داشته باشند؟ به تعبیر دیگر در دوگانه ملت-امت کدام ارجحیت دارد؟ در پاسخ به این سوال سه دسته نظریه-ملیگرایی، اسلامگرایی، امالقرا- مطرح میشود، که در این پژوهش با اتکا به روش اسنادی، ضمن تحلیل و نقد این سه نظریه، کنش، منش و بینش شهید سلیمانی در این خصوص تدقیق میشود. به نظر میرسد اصطیاد منش سلیمانی، مشق خوبی برای حل این بحران در عصر مدرن باشد. میتوان گفت ایشان در این خصوص «نظریه حرم» را مطرح میکند.