تحلیل قوة متخیّله در آفرینش نگاره‌های دوره صفوی مکتب قزوین؛ مطالعه موردی شاهنامة شاه اسماعیل

نویسندگان

1 استادیار. گروه صنایع دستی. دانشگاه بیرجند

2 دانش آموخته هنر اسلامی. دانشگاه بیرجند

doi
10.22034/hgj.2026.580184.1064
چکیده

قوة متخیّله در آفرینش آثار هنری نقش مهم و کلیدی داشته‌است. استمداد از نیروی خیال در نگارگری ایرانی همواره جایگاه پراهمیتی ایفا کرده‌است. مسأله اصلی این پژوهش بررسی چگونگی نقش‌آفرینی قوة متخیّله در فرآیند آفرینش نگاره‌های شاهنامه‌ای از دوره صفوی است؛ به‌ویژه در مکتب قزوین که در آن رابطة میان عقل، حس و خیال در سطحی عمیق‌تر و معنایی‌تر نمود یافته‌است. سوالات اصلی آن است که چگونه مفاهیم فلسفی و عرفانیِ مربوط به عالم خیال در نگاره‌های شاهنامة شاه-اسماعیل بازتاب یافته‌اند؟ و چه ویژگی‌های تصویری و مفهومیِ خاصی را می‌توان به‌عنوان نمود عینی فعالیت قوة متخیّله در این نگاره‌ها شناسایی کرد؟ هدف، تبیین این نکته است که هنرمند، نه صرفاً نسخه‌بردار روایت منظوم، بلکه «مفسّر» و «تأویل‌گر» حقیقت‌های نهفته در روایت است و از طریق قوة متخیّله، صور محسوس را به معانی معقول تبدیل می‌کند. این پژوهش از نوع بنیادین است که به روش توصیفی ـ تحلیلی با اتکا بر مبانی نظری ابن‌سینا دربارة جایگاه قوه خیال و مقایسه آن با پنج نگارة منتخب از شاهنامة شاه‌اسماعیل صورت پذیرفته‌است. نتایج نشان می‌دهد که هنرمند، با تمایزگذاری میان صورت و سیرت شخصیت‌ها، رنگ‌های برزخی، ترکیب‌بندی صعودی، و تبدیل حالات اخلاقی به چهره‌ها و هیبت‌ها، به ترجمان بصری حقیقت درونی وقایع دست یافته‌است. در این نگاره‌ها، قوة متخیّله همچون «واسط میان عقل و حس»، مسیر ادراک مخاطب را از سطح روایت حماسی به سطح معنا و تجربه وجودی رهنمون می‌سازد.