تحلیل بصری کشیدهها و دوایر در گزیدهای از چلیپاهای نستعلیق بر اساس اصول نظریه گشتالت
نویسندگان
1 کارشناس ارشد هنراسلامی ، دانشکده صنایع دستی، دانشگاه هنر اصفهان، اصفهان، ایران.
doi
10.22034/hgj.2026.580858.1066چکیده
خط نستعلیق بهعنوان یکی از مهمترین خطوط ایرانی، در دوره قاجار به اوج شکوفایی رسید و قالب چلیپا جایگاهی برجسته در خوشنویسی یافت. پژوهش حاضر با هدف تحلیل بصری کشیدهها و دوایر در چلیپاهای نستعلیق این دوره، بر مبنای اصول گشتالت انجام شده است. گشتالت با تأکید بر ادراک کلگرایانه، قوانینی چون مشابهت، مجاورت، پیوستگی، تقارن، موازات و منطقه مشترک را برای فهم سازماندهی بصری مطرح میکند. پرسش اصلی تحقیق آن است که کشیدهها و دوایر چگونه بر ادراک مخاطب اثر میگذارند و کدام قوانین گشتالت بیشترین نقش را در انسجام دارند. این پژوهش از نظر هدف بنیادی و از نظر روش توصیفی تحلیلی است. دادهها از منابع کتابخانهای و تارنماها گردآوری شده و محدوده زمانی قاجار (۱۳۴۳–۱۲۰۰ ه.ق) را دربر میگیرد. از میان آثار برجسته، ۵۲ نمونه انتخاب و سپس از هر هنرمند دو اثر به روش هدفمند بررسی شد. تحلیل کیفی دادهها برپایه مشاهده و تطبیق صورت گرفت. نتایج نشان میدهد کشیدهها و دوایر با هماهنگی شکلی، پیوستگی حرکتی و تکرار موزون، مسیرهای بصری روان و یکپارچهای ایجاد میکنند که نگاه مخاطب را در طول ترکیب چلیپا هدایت میکند. همچنین، اصول مشابهت، مجاورت، پیوستگی، تقارن، موازات و منطقه مشترک بیشترین نقش را در ایجاد انسجام، توازن و هماهنگی بصری ایفا میکنند، در حالی که برخی اصول مانند عنصر متصل، بستار و شکلزمینه بهدلیل ساختار پیچیده و همپوشانیهای ظریف خطوط، کاربرد محدودتری دارند. این یافتهها نشان میدهد چلیپاهای نستعلیق همساز با اصول گشتالتاند و ساختاری منسجم و زیباشناختی فراهم آوردهاند که درک یکپارچگی و هماهنگی بصری را تسهیل میکند.