بازنمایی پیامدهای اجتماعی-فرهنگی مهاجرت در رمان «افغانی کِشی» اثر محمدرضا ذوالعلی

نویسندگان
doi
چکیده

مهاجرت یکی از مهمترین پدیده‌های اجتماعی معاصر است که پیامدهای گسترده‌ای بر ساختارهای فرهنگی، اجتماعی و هویتی جوامع مهاجرپذیر و مهاجرفرست برجای می‌گذارد و ادبیات داستانی نیز به‌عنوان بازتابی از واقعیت‌های اجتماعی، زمینۀ مناسبی برای واکاوی این پیامدها فراهم می‌آورد. هدف پژوهش حاضر، بازنمایی و تحلیل پیامدهای اجتماعی–فرهنگی مهاجرت در رمان افغانی‌کِشی اثر محمدرضا ذوالعلی است که با روش توصیفی-تحلیلی و برپایۀ مطالعات کتابخانه‌ای و تحلیل محتوای متن رمان انجام شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که نویسنده، مهاجرت را فراتر از یک جابه‌جایی جغرافیایی، به‌مثابۀ تجربه‌ای پیچیده با پیامدهای چندلایه اجتماعی و فرهنگی به تصویر کشیده است. در این بازنمایی، ضعف انسجام و همبستگی اجتماعی، کاهش سرمایۀ اجتماعی، احساس طردشدگی و انزوای مهاجران، بحران هویت، گسترش بی‌اعتمادی، شکل‌گیری تنش‌ها و تعارض‌های مذهبی و فرهنگی و نیز بروز برخی آسیب‌ها و جرائم مرتبط با شرایط مهاجرت از مهمترین پیامدهای این پدیده محسوب می‌شوند. همچنین، عدم پذیرش کامل مهاجران از سوی جامعۀ میزبان به تشدید احساس بیگانگی و محرومیت اجتماعی آنان انجامیده است. نتایج نشان می‌دهد که رمان افغانی‌کِشی با رویکردی واقع‌گرایانه، مهاجرت را پدیده‌ای چندبُعدی معرفی می‌کند که آثار آن نه‌تنها بر زندگی فردی مهاجران، بلکه بر روابط اجتماعی، همزیستی فرهنگی و انسجام جامعۀ میزبان نیز تأثیرگذار است. این اثر را می‌توان نمونه‌ای شاخص از ادبیات مهاجرت دانست که با بازنمایی چالش‌های اجتماعی و فرهنگی، زمینۀ تأمل دربارۀ ضرورت سیاست‌های مبتنی‌بر همگرایی اجتماعی، پذیرش فرهنگی و تقویت سرمایۀ اجتماعی را فراهم می‌آورد.