چالشهای اجماع راهبردی از نگاه مدیران دولتی : کاربست روششناسی تحلیل شبکه اجتماعی
نویسندگان
1 استادیار، گروه مدیریت، دانشکدة علوم انسانی، دانشگاه حضرت معصومه (س)، قم، ایران
2 استادیار، گروه مدیریت اجرایی، دانشکده علوم اقتصادی و اداری، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران.
3 دانشیار، گروه مدیریت، دانشکدة علوم انسانی، دانشگاه حضرت معصومه (س)، قم، ایران
doi
10.22034/jipas.2024.409413.1630چکیده
اجماع راهبردی نقطه شروع مهمی در توسعه برنامهریزی راهبردی محسوب میشود و فقدان آن به پراکندگی در اندیشهها و باورها در مورد ترجیحات راهبردی و آینده مورد نظر سازمان اشاره دارد. هدف اصلی این پژوهش تشریح کاربرد تحلیل شبکه اجتماعی در چالشهای پیشروی مدیران در حصول به متغیر حساس و مهم اجماع راهبردی در تدوین و اجرای راهبرد از طریق درک گفتههای مدیران در این زمینه است. کاربست روششناسی تحلیل شبکه اجتماعی با تمرکز بر روابط میان اعضا، فهم عمیقی از تعاملات و پیوندهای میان تصمیمگیرندگان بهدست میدهد. جامعه مورد مطالعه، مدیران سازمانهای دولتی هستند که تجربیات خود را بیان و توصیف میکنند. در بخش اول بهمنظور جمعآوری دادههای کیفی با استفاده از نمونهگیری هدفمند با 9 نفر از مدیران تصمیمگیرنده، مصاحبه انفرادی نیمه ساختارمند انجام شد. یافتههای پژوهش با استفاده از روش تحلیل مضمون در 43 شاخص، 8 مؤلفه و 3 بعد اساسی طبقهبندی شدند. 3 بعد شناسایی شده شامل ویژگیهای انسانی، فرایند تصمیمگیری و ساختار سازمانی است. مؤلفههای بعد ویژگیهای انسانی عبارتند از شکاف شناختی، ناکارآمدیهای فردی، ناکارآمدیهای درونگروهی، و مؤلفههای بعد فرایند تصمیمگیری، فلج تحلیلی، ناکارآمدیهای نظام تصمیمگیری، پویاییهای تصمیمگیری را در خود جای داده است. همچنین تعارض منافع و عزم نمادین در سطح راهبردی جزو مؤلفههای بعد سوم (ماهیت ساختار سازمانی) قرار دارد. در مرحلة دوم با استفاده از روش تحلیل شبکه اجتماعی و مفهوم مرکزیت (درونی، بیرونی و بینابینی) کلیدیترین چالشها شناسایی شدند. براین اساس، چالش «باور نداشتن به تأثیرگذاری ارتباط اجتماعی غیررسمی در سازمان (شبکهسازی ارتباطات)» بیشترین مرکزیت درجه بیرونی را دارا است. برمبنای مرکزیت درجه درونی، چالش «ضعف در ایجاد رفتار توافقجویانه در گروه» بیشترین تأثیرپذیری را از سایر چالشها دارد. همچنین بیشترین مرکزیت بینابینی به چالش «اولویتهای ناهمسو و متعارض» تعلق دارد.