یادگیری در مورد پس‌زمینه‌های نابرابر اقتصادی – اجتماعی وکاهش انصاف درک‌شده از شایسته‌سالاری: یک مطالعه تجربی

نویسندگان

1 استادیار گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران، قم، ایران.

doi
10.22034/jipas.2024.460245.1713
چکیده

باورهای شایسته‌سالارانه اغلب به‌عنوان توجیه نابرابری مورد استناد قرار می‌گیرند، بدون این‌که به پس‌زمینه‌های آن توجه شود. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر آگاهی و یادگیری‌ها نابرابری‌های پس‌زمینه بر ادراک از منصفانه‌بودن استخدام شایسته‌سالارانه است. به این منظور در مجموع، 894 نفر از دانشجویان 12 دانشگاه به‌روش دردسترس انتخاب شدند و در سه مطالعه تجربی شرکت کردند. در مطالعه اول، 317 دانشجو در دو گروه به‌صورت تصادفی قرار گرفتند و تأثیر شرایط بدون اطلاعات و اطلاعات نابرابر پس‌زمینه بر سه متغیر یادشده بررسی شد. نتایج براساس آزمون تی مستقل، نشان داد اطلاعات نابرابر پس‌زمینه، باورها در مورد انتخاب شایسته‌سالارانه را تعدیل می‌کند و اندازه اثر بسیار قوی (434/1) بین دو گروه را نشان می‌دهد. در مطالعه دوم، 264 نفر شرکت کردند که در چهار وضعیت قرار گرفتند (بدون اطلاعات، اطلاعات نابرابری پس‌زمینه، اطلاعات مزیت پس‌زمینه، و اطلاعات معایب پس‌زمینه)، و در مطالعه سوم، 313 نفر شرکت کردند که در سه گروه (بدون اطلاعات، اطلاعات نابرابری پس‌زمینه هدفمند، و اطلاعات نابرابری پس‌زمینه عمومی) قرار گرفتند. نتایج تحلیل چندمتغیره تک‌راهه در مطالعات دوم و سوم نشان داد که مشارکت‌کنندگان با اطلاعات نابرابری پس‌زمینه در همه حالات، ادراک از فرصت‌های برابر، منصفانه بودن نتایج و فرایند استخدام شایسته‌سالارانه را تعدیل می‌کنند. در نهایت، پژوهش حاضر به‌دنبال این نیست که بیان کند شایسته‌سالاری مفید نیست و نباید اجرا شود، بلکه پیشنهاد می‌کند شاخص‌های شایسته‌سالارانه باید بازبینی شود و پس‌زمینه افراد با توجه به متغیرهای روان‌شناختی و عملکردی آنان مدنظر قرار گیرد و صرفاً بر دستاوردهای فردی که گاهی اوقات حاصل توانمندی افراد نیست، تکیه نشود.