راهبردهای عوامل محدودکنندة مکالمه از دیدگاه مدیران روابط عمومی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری جامعه شناسی فرهنگی ، دانشکده علوم اجتماعی ،دانشگاه علامه طباطبایی (نویسنده مسئول)، تهران ، ایران

2 استاد گروه ارتباطات و تبلیغ ،دانشکده معارف و فرهنگ و ارتباطات ، دانشگاه امام صادق (ع) ، تهران ، ایران

doi
10.22034/bmsp.2023.343831.1735
چکیده

سازمان‌ها و نهادهای مختلف از طریق روابط‌عمومی‌ها می‌توانند عملکرد خود را توسعه دهند و تداوم خود را تضمین کنند. عملکرد روابط‌عمومی‌ها نیز نیازمند شکل‌گیری ارتباطات، یعنی ایجاد و استفاده از زبان مشترک و برقراری تعامل‌‎هایی در سطوح مختلف فردی و جمعی است. این در حالی است که آن‌ها بیش از سایر افراد در سمت‌های مختلف در سازمان‌های مدرن با موانع محدودکنندة مکالمه و راهبرد‌های مدیریت آن مواجه هستند. بنابراین مسئلة پژوهش حاضر این است که مدیران روابط‌عمومی در ایران چگونه عوامل محدودکنندة مکالمه را فهم، شناسایی و توصیف می‌کنند و راهبردهای مدیریت این عوامل از منظر مدیران روابط‌عمومی چیست؟ چارچوب نظری پژوهش حاضر را نظریة مدیریت هماهنگی معنی از کرونن، نظریة‌ محدودیت‌های مکالمة فرهنگ‌ ـ ‌مبنا از مین‌سون کیم، نظریة‌ همسازی ارتباطات از گایلز، نظریة‌ اضطراب  ـ عدم قطعیت از ویلیام گادیکانست، تشکیل می‌دهد. این مقاله با شیوة کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون براون و کلارک انجام گرفته است. نمونه‌گیری به شیوة هدفمند بوده و داده‌های پژوهش از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با 17 نفر از مدیران روابط‌عمومی شاغل در سازمان‌ها و نهادهای خصوصی، دولتی و خیریه جمع‌آوری شده است. تحلیل داده‌ها نشان می‌دهد که مدیران روابط‌عمومی تضاد منافع، خط‌کشی میان خودی‌ها و دیگری‌ها و تفاوت پس‌زمینه را مهم‌ترین عوامل محدودکنندة مکالمه برمی‌شمرند و برای مدیریت این عوامل از راهبرد‌هایی همچون برابرسازی موقعیت، قربانی کردن وسیله به نفع هدف، احتیاط حداکثری، مدیریت صحنه و مذاکرة مؤثر استفاده می‌کنند.