آیا حافظه کاری، برای فرایندهای استدلالی در کودکان اهمیت پیشایندی دارد؟ مباحث نظری همراه با دلالت‌های کاربردی

نویسندگان
doi
چکیده

در نظام شناختیِ حافظه کاری، یکپارچگیِ کارکردهای اندوزشی با فرایندهای شناختیِ دیگر مانند پردازش و کنترل توجه، فرضیه نقش پیشایندی حافظه کاری برای  استدلال سیّال را ایجاد کرده است. پژوهش حاضر، این فرضیه را از طریق مرور شواهد عصب روان­شناختی و نظریه­ای و با انجام یک مطالعه کمّی مورد بررسی قرار داده است. از یک سو مرور مطالعات عصب­روان­شناختی نشان داده است حافظه کاری و استدلال سیّال دارای مکانیسم عصبی مشترکی هستند و از سوی دیگر از حیث نظریه­ای نیز به نظر می­رسد اجرای بهینه تکالیف استدلال سیّال نیازمند منابع در دسترس بیشتر، ظرفیت توجهی اضافی، بازبینی و نظارت رد­های حافظه، فعال­نگه داشتن راهبردها و یا راه­حل­های میانجی و کشف و فعال­نگه داشتن قواعد میانجی است که بخشی از کارکردهای حافظه کاری هستند. نتیجه مطالعه کمّی نیز نشان داده است رابطه ظرفیت حافظه کاری و استدلال سیّال به لحاظ آماری معنادار بوده و بخشی از واریانس توانایی­های استدلالی توسط ظرفیت حافظه کاری پیش­بینی می­شود. بر این اساس می­توان نقش پیشایندی حافظه کاری برای انجام بهینه تکالیف استدلالی را مورد تایید قرار داد. این یافته می­تواند این دلالت کاربردی را با خود داشته باشد که مداخله در حافظه کاری و ارتقاء ظرفیت آن، می­تواند  برای انجام یک استدلال سیّال بهینه سودمند باشد.