بررسی رویکرد سیاست اجباری در قوانین و مقررات محیط‌ زیستی ایران

نویسندگان

1 استادیار گروه مهندسی منابع طبیعی، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه هرمزگان، بندرعباس (نویسنده مسئول)؛

2 دانشجوی دکتری علوم و مهندسی آبخیزداری، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه هرمزگان؛

doi
10.22034/mr.2022.4829.4677
چکیده

مدل حاکمیت محیط‌زیستی قرارداد - ‌محور، اولین تلاش نظام‌مند برای اجرایی‌سازی دستورالعمل‌های محیط‌زیستی و اثرگذار بر فعالیت‌های روزمره‌ حکومت بود که به تصویب قوانین و مقررات محیط‌زیستی با رویکردهای دستور و کنترل از دهه‌ 1960 منجر شد. اما از دهه‌ 1980، اقبال برای ایجاد انعطاف در تنظیم قوانین و مقررات محیط ‌‌زیستی بیشتر شد و بسیاری از حکومت‌ها از راهبردهای ایدئولوژیکی و مدیریتی منعطف‌تر در سیاستگذاری استفاده می‌کردند. ازآنجاکه وقوع انقلاب اسلامی و دوران سازندگی، آغاز مدرن‌سازی قانونی و مقرراتی محیط ‌زیست در کشور بود، این مقاله تلاش دارد با تمرکز بر نظریه‌ سیاسی هابز و استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی، رویکرد حاکم بر قوانین و مقررات محیط ‌زیستی کشور را نشان دهد. نتایج نشان ‌داد که به‌رغم وقوع انقلاب و تفاوت شکلی و دولت‌های مختلف بعد از انقلاب اسلامی در تمامی زمان‌ها، نهادهای قانونگذار بر کاربرد ابزارهای سنتی دستور و کنترل تمرکز دارند. در سال‌های اخیر نیز تکیه حکومت بر کاربرد این ابزارها بیشتر شده و رویکردهای غیراجباری و منعطف کمتر مورد توجه قرار گرفته‌ است. به ‌عبارتی نهاد قانونگذار در هنگام مقرراتگذاری، اولویت را به اِعمال سیاست‌های اجباری و کاربرد ابزارهای دستور و کنترل می‌دهد که نظریه‌ سیاسی هابز بر آن تمرکز دارد. ازاین‌رو مدل حاکمیت محیط ‌زیستی ایران را می‌توان حاکمیت محیط ‌زیستی قراردا‌د - محور دانست.