درک عناصر ترسیمی نقوش سفالهای دورهی مس سنگی انتقالی مرکز فلات ایران برمبنای یافتههای محوطهی چشمهعلی
نویسندگان
1 دانشیار گروه باستانشناسی، دانشکده هنر، دانشگاه بیرجند
2 گروه باستان شناسی، دانشکده حفاظت و مرمت، دانشگاه هنر اصفهان، اصفهان، ایران.
3 گروه آموزشی باستان شناسی، دانشکده ی هنر دانشگاه بیرجند
doi
10.22034/iaej.2022.11191چکیده
هماهنگی و انسجام اجزای تشکیل دهنده در یک اثر هنری از اصول مهم و شناخته شده است. استفاده درست و ارتباط صحیح بین اجزا و شیوهی ارائهی آنها باعث ثبات و تعادل میشود که در دید نخست جلوه مینماید. سامانبخشی عناصر بصری در هر اثر هنری کلیتی وحدت یافته را در مقابل دیدگان بیننده قرار میدهد. شمال ایران مرکزی در دورهی انتقال به مس سنگی (4300-5200 ق.م) شاهد بروز سفالهایی با ویژگیهای تصویری و ساختاری جدید و متمایز از دورههای قبل بود. سفالهای منقوش چشمهعلی (4600-5200ق.م) به دلیل ظرافت در ساخت، کیفیت پخت مناسب، فراوانی و خلق نقوش جدید قابل توجه بوده است. هدف اصلی پژوهش حاضر با توجه به نکات ذکر شده در خصوص سفالهای منقوش چشمعلی، تجزیه و تحلیل ترکیببندی سفالهای منقوش هندسی و جانوری چشمهعلی دربارهی بررسی و تحلیل عوامل موثر بر حفظ تعادل و نظم بصری است. این پژوهش به این سوال که کدام عامل موجب نظم بخشیدن به عناصر بصری و حفظ ثبات و تعادل در ترکیببندی سفالهای منقوش هندسی و جانوری چشمهعلی شده، پاسخ داده است. روش تحقیق بهصورت کیفی، غیراحتمالاتی با توجه به هدف پژوهش شیوهی گردآوری اطلاعات از طریق مشاهده و استفاده از اسناد و مدارک است. نتایج نشانگر آن است که در سفالهای چشمهعلی مهمترین عامل وحدت بصری است و کیفیت خطوط در کنار نقوش اصلی و نقوش مکمل باعث حفظ تعادل و نظم بخشی بصری در ترکیببندی سفالهای منقوش هندسی و جانوری چشمهعلی گردیده است.