زبان بهمثابه قدرت قانون
نویسندگان
1 دانشآموخته کارشناسی ارشد حقوق عمومی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبائی (نویسنده مسئول)؛
2 استادیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبائی؛
3 استاد دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس؛
doi
10.22034/mr.2022.4660.4548چکیده
قانون، مهمترین قاعده و هنجار در زندگی مدرن محسوب میشود که به تنظیم روابط دولت با شهروندان و شهروندان با یکدیگر میپردازد. هر قانونی به یک نظام حقوقی تعلق دارد و بیراه نیست اگر گفته شود ارزش نظام حقوقی به کارایی و کیفیت قانون بستگی دارد. کیفیت قانون بیشتر در مراحل شکلی و پیشاقانونگذاری مشخص میشود که در این زمینه، زبان قانون از اهمیت والایی نسبت به دیگر مراحل برخوردار است. ارتباط همه اعضای جامعه با قانون، از طریق زبان صورت میگیرد. زبان، نقشی سازنده در کارکرد قانون دارد و این قانونگذار است که مقصود خود را با کلمات به قانون تبدیل میکند؛ درواقع میتوان گفت زبان و قانون رابطهای عمیق با هم دارند. نوع بهکارگیری زبان در قانون، بیانگر کیفیت قانون است. بدینسان، تبیین نقش زبان در نظام حقوقی، به چگونگی کارکرد و کاربرد آن در قانون کمک کرده و نقشه راهی میشود برای نگارش مطلوب قانون. درنتیجه، این پژوهش با روش اسنادی به معرفی دانش زبانشناسی حقوقی پرداخته و اهمیت زبان را در نظام حقوقی تبیین میکند.