تحلیل قصیده ترساییه برمبنای نظریه کارناوال و هجو منی په باختین
نویسندگان
doi
چکیده
میخاییل باختین، طنز و خنده را به عنوان امری جدی ،هدفمند و ایدئولوژیک در پیوند با سیاست و اجتماع و متون ادبی معرفی می کند و آن را عامل برهم زدن استبداد و یکی از راه های ادبی مبارزه با تک صدایی حکومت و سیاست خودکامه تلقی می کند. این مقاله با استفاده از نظریه کارناوال و همچنین تحلیل کارناوال در قصیده ترساییه با نگاهی نو، مورد بررسی قرار گرفته است. از دیدگاه باختین، کارناوال و هجو منی-په، به متن ادبی خاصیت مکالمه گری می دهد. قصیده ترساییه یکی از قصاید ی است که می توان مکالمه موردنظر باختین را در آن رصد و ردیابی کرد. این جستار با رویکرد تحلیلی و توصیفی، عناصر یاد شده را در قصیده مذکور تحلیل میکند و نشان میدهد که افزون بر نگرش های پیشین، مبنی بر فضل فروشی شاعر و اعلام تسلط از خم و چم دین ترسایان، از منظر مکالمه هم می شود به آن نگریست. با نگرش ارائه شده در این جستار، این حبسیه به دنبال خوشامدگویی و مدح ممدوح مسیحی نیست، بلکه با استفاده از سنت کارناوال و منی-په، حبسیه و هجویه ترساییه را ابزار و استراتژی مکالمه و مبارزه سیاسی می کند و با کمک عناصر زبانی و فرا زبانی، دستگاه حکومتی و نظام سیاسی قرون وسطایی وقت را به تمسخر می گیرد و با استفاده از حربه طنز و خنده قدرت، تک صدایی، استبداد، خنده ستیزی، مکالمه گریزی، جزم اندیشی و عقاید باطل مسیحیان را به چالش می کشد.