روندها و بایسته‌های سیاست رسانه‌ای جمهوری اسلامی ایران در حوزة فضای مجازی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری سیاست‌گذاری عمومی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تبریز، تبریز، ایران

2 استاد گروه ارتباطات، دانشکده علوم ارتباطات، دانشگاه علامه طباطبائی، (نویسنده مسئول) تهران، ایران

3 استادیار گروه علوم اجتماعی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

4 استادیار گروه علوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تبریز، تبریز، ایران

doi
10.22034/bmsp.2022.325941.1679
چکیده

سیاست‌های رسانه‌ای ایران غالباً پیچیده و دارای ابعاد متداخلی است. علیرغم ضرورت استقلال حوزة رسانه‌ای (فضای مجازی)، این حوزه بیشتر وقت‌ها، خواست دولت‌ها را منعکس می‌کند. این مقاله با بهره‌گیری از روندپژوهی انتقادی، و رویکردهای نظری کاستلز (جامعة شبکه‌ای: قدرت و پادقدرت) و فریدمن (سیاست‌گذاری جانبدارانه و بی‌طرفانه)، جنبه‌های مختلف سیاست‌های رسانه‌ای در حوزة فضای مجازی و رویکرد دولت‌ها را در تسلط بر این حوزه مشخص می‌کند. مطالعة اسنادی، به عنوان روشی کیفی، برای جمع‌آوری اطلاعات و استخراج سیاست‌های رسانه‌ای مورد استفاده قرار گرفته است. چارچوب روش‌شناختی شامل اسکن محیطی و کدگذاری موضوعی است و برای شناخت محیطی که سیاست‌ها در آن طراحی و سیاست‌گذاری می‌شوند، و نیز تعیین سهم هر کدام از مسائل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فناورانه و یا محیطی‌اخلاقی از تحلیل روند بهره گرفته شد. جامعة آماری پژوهش شامل بیانات رهبری، سیاست‌های کلی نظام مصوب مجمع تشخیص مصلحت، مصوبه‌های شورای عالی انقلاب فرهنگی، مجلس و سایر اسناد بالادستی موجود در منابع پژوهشی و ... است. در بحث اعتبار، نتایج هر مرحله به استادان ارائه، و اطمینان حاصل شد که نتایج مطالعه معتبر است. یافته‌ها بیانگر 13 مؤلفه از اساسی‌ترین سیاست‌های رسانه‌ای جمهوری اسلامی ایران است و ضرورت نگاهی فراتر از گفتمان‌های دولت‌ها در این سیاست‌ها ملموس است.