تحلیل الگوی مقاومت در تفکر انقلاب اسلامی و حزبالله لبنان
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری مطالعات منطقهای، دانشگاه جامع امام حسین(ع)، تهران، ایران
2 نویسنده مسئول: استادیار، دانشگاه جامع امام حسین(ع)، تهران، ایران
doi
چکیده
ازآنجاکه جهان اسلام عمق راهبردی انقلاب اسلامی است، حمایت و توجه عمیق و جدی به توسعه نهضتهای اسلامی و کاربست «دیپلماسی وحدت» در مواجهه با طرحهای سلطهطلبانه نظام سلطه، ضرورتی راهبردی بهنظر میرسد. در این راستا هدف پژوهش حاضر، «تحلیل تفکر حمایتگرایانه و الگوی اتحاد و ائتلاف انقلاب اسلامی و محور مقاومت، در قبال حزبالله لبنان» است ازاینرو، مطابق با هدف پژوهش حاضر، پرسش مقاله این است که علت سیاستهای حمایتگرایانه انقلاب اسلامی از حزبالله لبنان چیست و دلایل شکلگیری اتحاد و ائتلاف و الگوی مقاومتی شکلگرفته، چگونه قابل سنجش و ارزیابی است؟ براساس فرضیه، مقاله، دلیل اصلی سیاست حمایتگرایانه را نفی سلطه و درکِ تهدیدات از جانب رژیم صهیونیستی و غرب/استکبار میداند. به تعبیردقیقتر، مسأله حمایت انقلاب اسلامی از نهضتها و حرکتهای آزادیبخش، ریشه در مسائل ژئوپولیتیکی و منشأ ایدئولوژیکی، ارزشی و هویتی دارد. یافتههای پژوهش حاکی از همکاری متقابل ایران و حزبالله لبنان و نتایج مثبت حاصل از این همکاری است؛ زیرا از یک سو بر اهمیت نقش جمهوری اسلامی ایران در حفظ موجودیت و قدرتیابی حزبالله تأکید میکند و از سوی دیگر، استدلال میشود که اگر بازیگر فروملی (نهضتی) همچون حزبالله در کنار ایران در محور مقاومت وجود نداشت، اکنون جمهوری اسلامی در شرایط بسیار دشوارتری برای مقابله با تهدیدات رژیم صهیونیستی، آمریکا، متحدان غربی آنها و کشورهای محافظهکار منطقه مواجه بوده و مخاطرات امنیتی را بهدنبال داشته که محور مقاومت موجب دفع آن و افزایش امنیت ملی ایران انجامیده است. از این جهت، الگوی برخورد با نظام سلطه، الگوی تعاملگرایی ضدنظام سلطه ازطریق همکاری واحدهای دولتی و غیردولتی با تکیه بر اشتراکات ارزشی ـ هویتی، جهت مقابله و مهار سلطهگران و اشغالگران میباشد.