تأثیر طرح توافق آبراهام بر امنیت محور مقاومت در منطقه غرب آسیا در دوره ترامپ
نویسندگان
1 دانشآموخته کارشناسیارشد مطالعات غرب آسیا، دانشگاه علامه طباطبایی (ره)، تهران، ایران
2 دکتری روابط بینالملل، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران
3 دانشآموخته کارشناسیارشد روابط بینالملل، دانشگاه مالک اشتر، تهران، ایران
doi
چکیده
وجه بارز تحولات غرب آسیا، پویایی و تحول در عین پیچیدگی، ابهام و آشوبزدگی منطقهای است. طرح توافق آبراهام ترامپ و روندهای بعدی آن ازجمله عادیسازی روابط امارات با رژیم صهیونیستی، این وضعیت را تشدید نموده است. طرح توافق آبراهام با بهرسمیت شناختن حاکمیت رژیم صهیونیستی بر بیتالمقدس، به این رژیم امکان میدهد ۳۰ درصد از کرانه باختری را به خاک خود ضمیمه کند و ضمن شناسایی موجودیت حداقلی، حق فلسطین برای ایجاد ارتش و دسترسی به دریا را محدود سازد. جغرافیای الگوی ژئوپلیتیکی آمریکا، رژیم صهیونیستی، عربستان سعودی و امارات متحده عربی نیز بر پهنه ژئوپلیتیکی محور مقاومت منطبق است. سیاستمدارانی چون محمد بنزاید و محمد بنسلمان نیز رهیافت خود را در قالب چنین الگویی ترسیم نموده و سودای آن دارند که جاهطلبیهای منطقهای خود را در بستری از نظم امنیتی و سیاسی آینده غرب آسیا تعریف کنند. این امر آثار و عواقب متعددی برای محور مقاومت بههمراه دارد. در این ارتباط، پرسش اصلی مقاله حاضر این است که طرح توافق آبراهام چه تأثیرات و پیامدهای بر امنیت منطقهای محور مقاومت دارد؟ مقاله حاضر توصیفی ـ تحلیلی بوده و اطلاعات موردنیاز، به روش کتابخانهای و مراجعه به منابع اینترنتی معتبر گردآوری میشود. یافتههای مقاله برمبنای تفسیر موسع از امنیت و روش توصیفی ـ تحلیلی، نشان میدهد که آثار و عواقب امنیتی ـ اطلاعاتی چنین وضعیتی بر امنیت منطقهای ایران و محور مقاومت را میتوان در قالب تشدید معادله امنیتی در خلیجفارس، ائتلافسازی دریایی علیه ایران، افزایش مسابقه تسلیحاتی، افزایش جاسوسی از محور مقاومت و درنهایت، برهمخوردن موازنه قوا در خلیجفارس مورد توجه قرار داد.