کارآفرینی خط مشی و نوآوری در اصلاح یارانه حامل های انرژی در ایران؛ چه کسی کدام جریان ها را با یکدیگر جفت و جور می کند؟

نویسندگان

1 استادیار، گروه خط‌مشی‌گذاری عمومی، دانشکده معارف اسلامی و مدیریت، دانشگاه امام صادق‌علیه‌السلام، تهران، ایران.

2 دانشجوی دکتری خط‌مشی‌گذاری عمومی، دانشکده معارف اسلامی و مدیریت، دانشگاه امام صادق علیه‌السلام، تهران، ایران.

doi
10.22034/jipas.2022.317923.1305
چکیده

برای تحلیل مسائل­ خط­مشی چارچوب‌های مفهومی متعددی پیشنهاد شده است. یکی از این چارچوب­ها، چارچوب جریان‌های شش‌گانه است­ که جریان­های مشکل، سیاست، خط­مشی، فرایند، برنامه و فنّاوری را مطرح می‌کند و تلاش دارد نقش کارآفرینان و کارگزاران مرتبط با هریک از جریان­های شش‌گانه را تبیین کند. برای درک بهتر کارکرد این چارچوب قانون هدفمندی یارانه‌ها انتخاب شده است که مانند بسیاری دیگر از خط­مشی‌های معلّق در کشور حدود دو دهه، ذهن خط­مشی­گذاران را به­خود معطوف کرده بود. برای بررسی این مورد مطالعه اسناد، کتب، مصاحبه‌های مکتوب و سخنرانی­های مقامات در قلمرو زمانی دهه­های 70 و 80 شمسی بررسی شدند. نتایج حاصل از این پژوهش  چگونگی تأثیر کارآفرینان اثرگذاری هم­چون حبیب فتینی، جمشید پژویان و محمود احمدی­نژاد و همچنین دلایل ‌عدم همراهی برخی جریان‌ها برای تکمیل بخش­های ناتمام قانون هدفمند کردن یارانه‌ها نشان داده شده است. بررسی­های انجام شده در این پژوهش نشان می­دهد که زمان­برترین مسئله در فرایند خط­مشی­‌گذاری در طرح هدفمندی یارانه­‌ها در دستور­کار­گذاری آن بود که حدود 20 سال، به طول انجامید و درنهایت­ هم کارآفرینان خط­مشی داخلی نتوانستند تصمیم­سازی در­خوری انجام دهند و نقش کارآفرینان بانک جهانی برای پیوند خوردن جریان سیاست و خط­مشی بسیار پررنگ بود. این یعنی بر­خلاف این تصور عمومی که کشور ما از مشکل عملیاتی کردن خط­مشی رنج می­برد؛ کشور در بخش کارآفرینی خط­مشی و جامعه خط­مشی که مسئولیت­ ریل­گذاری را بر عهده دارد دارای ضعف جدی­تری است یا حداقل اگر نخواهیم این موضوع را تعمیم دهیم در طرح هدفمندی یارانه­ها این­گونه بوده است.