خوانش ترامتنی مثنوی مولانا در خانقاه شمس تبریزی
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان وادبیات فارسی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران
2 استادیار گروه زبان وادبیات فارسی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران
3 دانشجوی دکتری گروه زبان وادبیات فارسی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران
doi
10.22108/jpll.2025.146131.1946چکیده
مثنوی «مولانا در خانقاه شمس» منظومۀ نسبتاً بلندی است که شهریار آن را به مناسبت روز مولوی سروده است. با اینکه این اثر تاکنون کمتر از سوی محققان نقد و بررسی شده است، میتوان آن را از جنبههای مختلف تحلیل کرد. یکی از این رویکردها، تحلیل ترامتنی است که در این پژوهش به آن توجه شده و منظومة مذکور از این دیدگاه تحلیل و نقد و خوانش جدیدی از آن ارائه شده است. روش پژوهش، توصیفیـتحلیلی و ازلحاظ فضای انجام کار، کتابخانهای است. هدف از انجام آن، تحلیل روابط ترامتنی این اثر با متون مختلف ، بهویژه مثنوی مولوی، است. فرض نویسندگان بر این بوده است که شهریار در ساختار و محتوای این شعر، آگاهانه با متون مختلف پیوند بینامتنی ایجاد کرده و از آنها بهرهمند شده است. مبتنیبر این ایده و براساس محورهای پنجگانۀ ترامتنیت ژنت، تأثیرپذیری شهریار از متون مختلف، بهویژه مثنوی مولوی، اثبات شده و این نتایج به دست آمده است؛ ساختار و محتوای مثنوی مولوی و شعر و اندیشۀ شاعرانی همچون رودکی، فردوسی، خیام، انوری، سعدی، حافظ و... در شکلگیری این شعر مؤثر بودهاند که بنابر تقسیمبندی ترامتنیت ژنت در پنج زیرمجموعۀ بینامتنیت، پیرامتنیت، فرامتنیت، سرمتنیت و بیشمتنیت بررسی و تحلیل شدهاند.