بررسی بازنمایی عرفان اسلامی در برنامة پرگار بیبیسی
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی، مرکز آموزش عالی اقلید، اقلید، ایران
2 استادیار گروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
doi
10.22108/jpll.2025.145484.1928چکیده
رسانهها واسطة میان آگاهی انسان و ساختارهای اجتماعی هستند. براینمبنا، چنانکه بپذیریم رسانهها در این واسطهگری و در فرایند ادراک انسان از جهان پیرامون، بیطرف و خنثی عمل نمیکنند، از منطق رسانه بهمثابة ابزار انعکاسدهندة حقایق فراتر رفته و بهسمت منطق رسانه بهمثابة ابزاری کنشمند و دارای عاملیت حرکت کردهایم. با چنین تعریفی از رسانه، در مقالة حاضر، یکی از برنامههای تلویزیون بیبیسی با عنوان «پرگار» و محوریت موضوع عرفان اسلامی بررسی شده است. برایناساس، با بهکارگیری رویکردهای تحلیل گفتمان انتقادی و بعضی از کلیدواژههای مرتبط با منطق نظریة بازنمایی، چهار برنامة پرگار با موضوع «عرفان و تصوف» تحلیل و بررسی شدند. نتایج نشان میدهد این برنامه با استفاده از ابزارهای زبانی و رهیافتهایی همانند برجستهسازی از مسیر تکرار و کلیشهسازی، ایجاد دوگانگی و تقابل در تعاریف ارائهشده از عرفان و عملکردهای آن بهمنظور صورتبندی معنا و پیوند عرفان اسلامی با مسئلة ولایتفقیه، روایتی تقلیلیافته، دستکاری شده و کاملاً سیاسی از عرفان و تصوف اسلامی ارائه داده است. در حقیقت، این بازنمایی، نه توصیف واقعیت تاریخی عرفان و تصوف اسلامی، بلکه تولید واقعیتی رسانهای است که بیش از هرچیز در خدمت سیاست خارجی بریتانیا و گفتمان لیبرالـسکولار مسلط قرار دارد.