تأملی در مبانی تصوف زهدمآبانه در شعر مجیر بیلقانی
نویسندگان
1 استادیار گروه آموزش زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.
doi
10.22108/jpll.2026.147108.1962چکیده
با ظهور سنایی غزنوی (۴۷۳ـ545ق.)، تصوف بهگونهای رسمی وارد شعر فارسی شد. پس از او، شاعران بسیاری تحتتأثیر و به تقلید از سنایی مضامین عرفانی را در آثار خود جای دادند. شاعران سبک آذربایجانی از نخستین گروههایی بودند که به تأثیر از سنایی و به تقلید از او به سرودن شعر صوفیانه روی آوردند. نظامی مخزنالاسرار را در پیروی از سنایی سرود و خاقانی خود را خَلفِ صادق سنایی میدانست. دیگر شاعر سبک آذربایجانی، مجیر بیلقانی نیز در همان مسیر گام نهاد؛ راهی که بهویژه استادش خاقانی شروانی پیشتر پیموده بود. در شعر مجیر، مبانی فکری صوفیه بازتابی گسترده دارد و گرایش به عالم معنا، زهد و دنیاگریزی، ریاضت، عزلت، پرورش دل، فقر، قناعت و ترک هوا و حرص از مهمترین مضامین شعری او به شمار میرود. پژوهش حاضر با روش توصیفیـتحلیلی جلوههای فرهنگ صوفیانه را در شعر مجیر بیلقانی بررسی و تحلیل انتقادی کرده است. همچنین، نوع تصوف مجیر تبیین شده و تأثیر آموزههای عرفانی بر زندگی عملی او نیز با استناد به شواهد شعری واکاوی شده است. نتایج پژوهش نشان از حضور پُررنگ مبانی فکری صوفیه در شعر مجیر دارد. در میان این مضامین، زهد و دنیاگریزی برجستگی بیشتری یافته و گرایش به ریاضت، سختیکشی و عزلتگزینی از دیگر ویژگیهای مهم تصوف اوست. همچنانکه از اشعار مجیر برمیآید، او مبانی عرفانی را صرفاً برای مضمونسازی در شعرش به کار نبرده است؛ بلکه از روی اعتقاد و علاقه، آنها را در شعرش گنجانده است.