«فطرت» از دیدگاه عرفانی روزبهان بقلی
نویسندگان
1 زبان و ادبیات فارسی، مرکز آموزش عالی اقلید، اقلید، ایران
2 زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد اقلید
doi
10.22108/jpll.2025.145716.1936چکیده
فطرت از مباحث مهم حوزة کلام و عرفان است که تعاریف و کارکردهای متعددی دارد. بررسی متون عرفانی قرن چهارم تا ششم هجری نشان میدهد که این موضوع در آثار عارفان به نقل قولهای پراکنده از مشایخ محدود شده است. بااینحال، در آثار برخی عارفان ازجمله روزبهان بقلی (متوفی 522ق.) نگرش خاصی به آن دیده میشود. روزبهان مبحث مستقلی را به فطرت اختصاص نداده؛ اما با بررسی اشارات متعدد در آثارش میتوان به دیدگاههای او دراینباره دست یافت. این پژوهش که به روش توصیفی ـ تحلیلی انجام شده، تلاش کرده است تا با مطالعة سیزده اثر از آثار روزبهان، افزونبر بررسی بسامد و تنوع معانی واژة فطرت، دیدگاههای عرفانی او را دراینباره مشخص کند. نتایج پژوهش نشان میدهد که واژة فطرت در آثار روزبهان معانی گوناگونی دارد؛ ازجمله آفرینش، موجودات جهان، سرشت انسانی، غریزه، نفس امّاره و... . از منظر عرفانی، روزبهان برای فطرت چهار رکن در نظر گرفته که اصل آن فعل ارادة حق است. آدم(ع)، بدیع فطرت و مصداق فطرت اوّل و صورت حقّتعالی است. فطرت انسانی ویژگیهایی دارد و تغییر میکند. فطریبودن اموری همچون استعداد معرفت، بندگی، ایمان و عشق، و نیز تعریف برخی اصطلاحات عرفانی با استفاده از مفهوم فطرت، از دیگر مباحث مطرحشده در آثار اوست.