بازخوانی زیست صوفیانۀ خاقانی بر پایۀ تناظر زندگی‌ ـ اثر

نویسندگان

1 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و زبانهای خارجی، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران

2 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و زبان‌های خارجی، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران

doi
10.22108/jpll.2025.146278.1947
چکیده

خاقانی ازجمله شاعرانی ا‌ست که نسبت او با تصوف همواره محل مناقشه بوده است. نبود وابستگی رسمی وی به خانقاه یا طریقت، از یک‌سو تردید در تصوف او را دامن زده است و ازسوی‌دیگر، امکان بازخوانی‌ تازه‌ای از سلوک عرفانی خودبنیاد و غیرنهادی او را فراهم می‌سازد. مقالۀ حاضر به‌منظور بازنمایی ساحت‌های صوفیانه در زندگی و آثار خاقانی، بر آن است با روش توصیفی‌ ـ تحلیلی، از سطح مضمون‌گرایی فراتر رود و تصویری نظریه‌مند از زیست صوفیانۀ وی ارائه دهد. این پژوهش با تحلیل بستر تاریخی‌ ـ اجتماعی تصوف در قرن ششم قمری آغاز می‌شود و سوگیری خاقانی را در مواجهه با جریان‌های اصلی تصوف تبیین می‌کند. سپس، زندگی شخصی خاقانی در چهار منزل سلوکیِ طلب، دنیا، خلوت و شهود تحلیل می‌شود؛ مراحلی که با تجربه‌هایی همچون شاگردی، حضور در دربار، حبس و سفر حج متناظرند. بخش اصلی این پژوهش با اتکا بر تحلیل ساختاری و محتوایی آثار منظوم و منثور خاقانی نشان می‌دهد که سلوک وی نه‌تنها در مضمون، بلکه در فرم و معنای آثار او حضوری بارز دارد؛ به‌گونه‌ای که مفاهیمی مانند فقر، فنا و وحدت در منظومه‌ای منسجم و غیرتقلیدی از عرفان شخصی و زیستة او بازتاب یافته‌اند. یافته‌های پژوهش مؤید آن است که تصوف خاقانی را باید در قالب دو ساحت متداخل «زندگی» و «اثر» بازشناسی کرد؛ ساحاتی که تصوف را نه از رهگذر وابستگی نهادی، بلکه از یک‌سو در سطح تجربۀ شخصی و ازسوی‌دیگر در سطح آثار او نمایان می‌سازند. در پرتو این دوگانگی، خاقانی به‌عنوان نمونه‌ای از صوفی بی‌خانقاه و دارای طریقت خودبنیاد و غیرنهادی، شایان معرفی ا‌ست.