تشیع و گرایشهای شیعی در بین عارفان شیرازِ سدههای هفتم تا نهم
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی، واحد یاسوج، دانشگاه آزاد اسلامی، یاسوج، ایران
2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، واحد یاسوج، دانشگاه آزاد اسلامی، یاسوج، ایران.
doi
10.22108/jpll.2025.143191.1866چکیده
بررسی و سنجشِ حضور و نمودِ مذاهب و دبستانهایِ گوناگونِ فکری، از بایستههای پژوهشهای تاریخی در هر عهد و روزگار است. مذهب اثرگذار تشیع نیز از شمول این قاعده مستثنا نیست. از دیگر سو، شیراز و فارس در سدههای هفتم تا نهم، از مراکز اصلی فرهنگ ایرانی و اسلامی بودهاند. بدینترتیب، ضرورت کاوش دربارۀ تشیع و گرایشهای شیعی، بهویژه از نوعِ باطنیِ آن، در این سرزمین آشکار است؛ لیکن تاکنون اثری که نگاهی فراگیر به این موضوع داشته باشد، نگاشته نشده است. در این گفتار، با کاوش کتابخانهای و تحلیل مقولهای، ضمن معرفی جوانب شیعی اندیشۀ 33 چهرة ادبی و فرهنگی، برخی از وجوه این موضوع نیز بررسی شده است. میتوان گفت تشیع در این دیار، در سدۀ هفتم، «حضور»؛ در سدۀ هشتم، «قدرتی نسبی» و در سدۀ نهم، «قدرتی غالب» دارد. جریان اصلی تشیع در این ادوار، «تشیعِ باطنی» است و مهمترین حامیان آن، صوفیان و متصوفاناند. تشیعِ غالینامیده نیز در این دوره حضور دارد. توجه به آیینهای شیعی مانند تعزیۀ امام حسین(ع) از قرن هفتم تا رسمیتیافتن فقه شیعی در کنار چهار مذهب فقهی اهل سنت در قرن نهم نیز از سویههای دیدنی رشد تشیع در مقطع مدّ نظر است.