تحلیل رابطة «گوش و هوش» و کلمات برجسته در تبیین معارف صوفیانة مثنوی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، واحد ارومیه، دانشگاه آزاد اسلامی، ارومیه، ایران

2 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

doi
10.22108/jpll.2025.144513.1902
چکیده

جلال‌الدین محمد مولوی ازطریق انتخاب خلاقانة واژه در محور همنشینی کلمات و استفاده از زبان‌های قرآنی و عرفانی، مفاهیم را به‌سمت تعدد و تنوع می‌برد. وی برخی از ژرف‌ترین اندیشه‌های صوفیانة مثنوی را در کلمات «گوش و هوش» شکل می‌بخشد. پرسش‌های پژوهش حاضر بر تبیین معارف صوفیانة مثنوی ازطریق «گوش و هوش» تمرکز می‌کند و بر چگونگی تعامل دو ترکیب مذکور در آفرینش مفاهیم ویژه توجه می‌دهد. هدف، بررسی رابطة معنوی «گوش و هوش» در انتقال برخی از مقاصد کلامی و عرفانی مولوی در بیت شعری و استفاده از کلمات برجستة آن است و بنابراین به تحلیل معانی عارفانة وی از این مسیر اشاره می‌شود. تمامی دفترهای مثنوی، که در ضمن آن‌ها «گوش و هوش» در انتقال معنای یک بیت سهم داشتند، به شیوة توصیفی ـ تحلیلی مطالعه شدند. نتایج نشان می‌دهد که مولانا در برخی از مواضع مثنوی مضامین ویژه‌ای در قالب «گوش و هوش» می‌نهد و دایرة مفاهیم آن‌ها را با استفاده از واژه‌های برجستة آن بیت می‌گسترد و ارتباط متقابل و تعامل دائمی صورت و معنی را در خلق و آزمون تجارب عرفانی مؤثر می‌خواند و ازطریق وجوه معنایی آن‌ها، امکان شناخت دقیقی در فهم کلام عرفانی فراهم می‌آورد و از راه ترکیب دو واژة مذکور، اهمیت همراهی فرم و محتوا را در درک معارف مثنوی نمایش می‌دهد و مثنوی را در شکل منظومه‌ای برآمده از عوالم غیب و شهادت پدیدار می‌سازد.