تحلیل بوطیقایی ادبیات و آیینهای عاشورایی (میانه گزارش و تحریف) مطالعه موردی ترکیببند محتشم کاشانی
نویسندگان
1 استاد زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
doi
10.22108/jpll.2025.141728.1848چکیده
این پژوهش درصدد تبیین این مسئله است که ظرفیت بوطیقایی موجود در ادبیات و برخی نمودهای آیینی شکلگرفته پیرامون نهضت عظیم عاشورا، امری مرتبط با ماهیت این قیام بزرگ است. بازآفرینی این جنبش شگفت در عرصۀ بیان، آن را عملاً از حیث تحلیل «ژانری ادبی» به «حماسه» تبدیل کرده است. برخی از دلایلی که میتوان دراینباره برشمرد، عبارتاند از: 1. عظمت و سترگی حادثه ازنظر ظهور ارادهای خللناپذیر و مقدّس در نبردی بسیار نابرابر؛ 2. عمق معنوی این نهضت از آغاز تا پایان؛ از مقدمات تا امواج اجتماعی، فرهنگی و تبدیلشدن به نمودها و مظاهری انسانشناسانه در ادبیات عمومی و شفاهی اقشار گوناگون مردم. بنابراین، عملاً از منظر ژانرشناسی ادبی در عرصۀ نوشتارها و گفتارها، ظرفیتی حماسی (epic) به این حرکت پرعظمت بخشیده شده است؛ ازاینرو، طبعاً در فرایند ورود به ساحت هنری حماسه، عناصر بوطیقایی ویژه در آن راه یافته است. این جستار میخواهد حد واسط میان «گزارش صرف» از عاشورا و تحریفهای اغراقآمیخته از آن را بشناساند. این حد واسط فقط میتواند ادبیات باشد و از زاویۀ نگاه ادبی، بوطیقایی و هنری، متناسب با این واقعۀ خارقالعاده است. روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی است و بر پایۀ چهارچوب نظری محاکات و بوطیقایی ارسطو بنا شده است. اجمالاً، نتیجۀ تحقیق ضمن تأیید ضرورت به رسمیت شناختن این نگاه نسبت به ادبیات و آیینهای عاشورا، هم غلوّهای افراطی و تحریف و هم گزارشگری معمولی غیرادبی مرتبط با عاشورا را نقد میکند و در ادامه با تبیین عناصر بوطیقایی، ازطریق تجزیه و تحلیل مشهورترین شعر عاشورایی فارسی، یعنی ترکیببند محتشم کاشانی، این مرزها را بازشناسی میکند.