از نگاه ایجابی به شعر و شاعران عرفانی تا نگاه سلبی به شعر و شاعران مدرن در تأملات فلسفی احمد فردید

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشکده ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی بابلسر، مازندران، ایران

2 دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مازندران، ایران

doi
10.22108/jpll.2025.142859.1856
چکیده

مسئلة شناخت و ماهیت شعر موضوعی دیرینه است که اندیشمندان جهان را به خود مشغول داشته است. در سنت فلسفی غرب از افلاطون و ارسطو از یک‌سو، و در سنت شرق از فارابی و ابن‌سینا تا عصر حاضر در باب ماهیت و شناخت شعر دیدگاه­های سلبی و ایجابی زیادی مطرح شده است. از میان فیلسوفان ایرانی که در دورۀ معاصر نگاه فلسفی به شعر و شاعران داشته، احمد فردید است. فردید در نگرش خویش نسبت به شعر تحت‌تأثیر سه آبشخورِ: حکمت انسی، عرفان ابن‌عربی و اندیشه­های هایدگری است. وی براین‌اساس، تاریخ را به پنج دورۀ پریروز، دیروز، امروز، فردا و پس‌فردا تقسیم می­کند. دورة پریروز و پس‌فردا، به‌دلیل خاستگاه و غایت الهی، دوره­های آرمانی فردید محسوب می­شوند؛ اما دوره­های دیگر در نگاه وی چندان اعتبار و اهمیتی نمی­یابند. در نظر وی، باتوجه‌به گذشت زمان و فاصله‌گرفتن از تاریخ پریروز، زبان از خاستگاه الهی خود خارج شده و به‌صورت ابزار و وسیله تنزل پیدا کرده است. بنابراین، به‌دلیل اینکه شاعران کلاسیک، افرادی همچون حافظ، مولانا، جامی و شبستری با زبان اشارت، امکان بازگشت به تاریخ پریروز و احیای تاریخ پس‌فردارا برای انسان فراهم می­کنند، شعر و شاعران آرمانی وی محسوب می­شوند. همچنین، شعر این شاعران به‌دلیل دربرداشتن حکمت، به‌مثابه نیروی رهایی­بخش انسان از دورة عسرت نقش‌آفرینی می­کنند و حتی در دورة مدرنیته نیز در مقابل نیست­انگاری بشارتی به­سوی پس‌فردا می­دهند؛ اما در دورۀ جدید با ظهور متافیزیک و میدان­داری نفس‌اماره، شعر و شاعران نقش و رسالت دیرین خود را از دست داده­اند. براین‌اساس، شاعرانی همچون نیما یوشیج، سهراب سپهری، فروغ فرخزاد، شاملو و... به‌دلیل آنکه شعرشان بر مبنای نفس‌اماره و زبان عبارت استوار است، در چشم و دل فردید ارج و اعتباری پیدا نمی­کنند؛ ازاین‌رو، به طورکلی، فردید شاعران مدرن را از مدینة فاضلة خویش بیرون می­کند.