بررسی و تحلیل مؤلفههای انسجام بلاغی در مثنوی مولوی
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه قم، قم ، ایران
doi
10.22108/jpll.2025.141315.1833چکیده
انسجام متن حاصل تعامل و همبستگی اجزای گوناگون آن با یکدیگر است؛ بهگونهای که متن را بهمثابه کلیتی یکپارچه نمایش میدهد که همۀ عناصر آن با یکدیگر پیوند دارند. جدایی هر جزء از متن به گسست کلیت آن میانجامد. یکی از مؤلفههای انسجام متن، انسجام بلاغی آن است. اگر در گذشته بلاغت در چند عنصر محدود میشد، به نظر میرسد امروزه مفهومی گستردهتر یافته است و میتوان آن را دربرگیرندة همة عناصر زبانی و غیرزبانی دانست که باتوجهبه زمینة متن، پیامی را از فرستنده به گیرنده منتقل میکند. مثنوی معنوی ازجمله آثاری است که تمهیدات بلاغی مرسوم یا شناختهشده، چندان در آن به چشم نمیخورد؛ بااینحال، این متن از ساختاری منسجم برخوردار است. به عبارتی، انسجام ساختار بلاغی آن مرهون مؤلفههای دیگری است که در دیگر آثار تعلیمی کمتر دیده میشود. ازاینرو، پژوهش حاضر با روشی توصیفیتحلیلی در پی کاوش عوامل انسجام بلاغی در مثنوی معنوی است. یافتههای پژوهش نشان میدهد مؤلفههایی نظیر تعامل نقشهای مختلف زبان در متنی واحد، انسجام متن علیرغم درهمشکستن هنجارهای زبانی، نحو متن، گفتوگوها، نوبتگیری، ساختار متن و جنبههای القایی آن، توجه به زمینههای متنی و موقعیتی، لحن (Tone) و حالت (Mood)، و درونهگیری در ایجاد انسجام بلاغی این متن نقش داشتهاند.