نقدی بر فرضیة رؤیاپنداری وحی با مبانی اندیشه های مولوی
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کاشان، کاشان، ایران .
doi
10.22108/jpll.2025.142994.1861چکیده
یکی از مباحث نوظهور در حوزة زبان قرآن و چگونگی نزول وحی، فرضیة رؤیاانگاری وحی است که در حدود یک دهة اخیر مطرح شده و مورد توجه و انتقاد صاحبنظران واقع شده است. یکی از مباحث پایهای صاحب آن فرضیه که از آن برای تأیید فرض خود استفاده و بدان استناد کرده این است که این فرضیه تحتتأثیر تعالیم و زندگی عارفان و شاعران، بهویژه جلالالدین محمد بلخی مشهور به مولوی، بوده است. رؤیاانگار با ذکر شواهدی از اشعار مولوی میکوشد که فرض خود را تأیید کند و اثرپذیری خود را از تعالیم او نشان دهد. نگارنده، باتوجهبه این موضوع، به شیوة تحلیل متن و با رویکردی انتقادی کوشیده است با اشاره به برخی از مبانی اندیشههای مولوی، نقدی مختصر، اما نظری و مبنایی بر فرضیه رؤیاانگاری وحی ارائه دهد. هدف از این نقد، نشاندادن ضعفهای این فرضیه و برداشتهای مغایر یا نادرست صاحب آن از اندیشههای محوری مولوی است. همچنین، نگارنده در پی اثبات این نکته است که این فرضیه و برداشت با اندیشههای بنیادی مولوی در حوزههای مختلفی همچون خداشناسی، جهانشناسی، انسانشناسی و پیامبرشناسی، و قرآنشناسی و وحیشناسی، نهتنها سازگاری و هماهنگی ندارد، بلکه در موارد متعددی با آنها در تناقض است.