بازتاب افق افکار و مشرب حلّاج در طیف کلام و اشعار فخرالدین ‌عراقی (منصوریّات عراقی)

نویسندگان

1 استادیار گروه آموزش زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فرهنگیان، تهران،ایران

2 استادیار گروه آموزش زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فرهنگیان تهران، ایران.

3 مدرس دانشگاه، کارشناسی ارشد نسخه خطی دانشگاه شهید بهشتی

doi
10.22108/jpll.2024.140396.1814
چکیده

این جستار با هدف پی‌جویی جلوه‌های افکار حلّاج در کلام عراقی، به روش توصیفی - تحلیلی و استشهادی، بررسی می‌شود. محور افقی زندگی منصور حلّاج، نمایشگر سیر زمان و محور عمودی آن، نمودار حوادث زندگی وی است. اندیشه‌های حلّاج در بسیاری از آثار ازجمله آثار عراقی جلوه‌گری می‌کند. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که عراقی با انسجام و استواری کلام، ژرفای اندیشه‌های عرفانی حلّاج را با پیوند این دو محور در اشعارش به‌‌شکل متقارب و همگرا به تصویر می‌کشد. نفوذ تعالیم حلّاج و صورت معانی و حقایق در کلام عراقی به‌‌گونه‌ای ا‌ست که دو رأس سخن عرفانی یعنی؛ «وحدت وجود» و «سیر نزول و صعود اسرار» با بی‌باکی و ابراز آن در کسوت عاشق و معشوق نمایان می‌شود. عراقی جهان را نوعی دایرۀ هستی تلقی می‌کند و با آمدن و رفتن انسان (قوس نزول و صعود)، مقام فنا (نقطۀ وحدت) را برای انسان ترسیم می‌کند؛ اما در این وادی با الگوبرداری از اندیشۀ حلاج و دیگر عارفان (توجه به عشق عرفانی و گریز از منِ شخصی) و قالب رمزی و مبتنی‌بر عرفان عاشقانه، وحدت وجود را به‌عنوان یکی از آموزه‌های اصلی عرفان نشان می‌دهد.