تحلیل فرمال زبان عرفان؛ گونهها، نقدها، پیشنهادها
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهرکرد، جهارمحال و بختیاری، ایران
doi
10.22108/jpll.2024.138650.1780چکیده
تحلیلهای فرمالیستی زبان عرفان، همه از یکگونه نیستند؛ برخی در پی تحلیل زبان عرفان با رویکردی فرمال و برخی دیگر نیز در پی ارائة تلقیای فرمالیستی از زبان عرفاناند؛ اما هدف دستة بزرگی از این پژوهشها ارائة تبیینهایی فرمال از زبان عرفان با تکیهبر ویژگیهای سنت عرفانی است. باوجود تفاوت میان این گونهها، اغلب آنها ویژگیهایی مشترک دارند که موجب شده است نقدهایی مشترک نیز بر آنها وارد باشد. در نوشتار حاضر، ضمن گونهشناسیِ تحلیلهای فرمال زبان عرفان، به نقدهای وارد بر این پژوهشها نیز پرداخته شده است. مهمترین این نقدها عبارتند از: بیتوجهی به تجربة عرفانی، جایگاه نامتناسب و ناموجّه تجربه و حالات عرفانی در تبیینهای فرمال، تعمیمپذیرنبودنِ برخی نتایج و خلط زبان ادبی با زبان عرفان. بهنظر میرسد الگوی تأویلی زبان عرفان بتواند ضمن ارائة تبیینی فرمال از زبان عرفان، بسیاری از این نقدها را نیز پاسخ دهد. در این الگو، تأویل، با چشمپوشی از ویژگیهای مرسومِ هستیشناختی و پدیدارشناختیِ آن، حاصل گذر از یک بافت به بافتی نو پنداشته شده است. در متون عرفانی، این ساخت تأویلی را در ساختارها و ژانرهای مختلف میتوان شناسایی کرد؛ بنابراین، این الگو را ویژگی اصلی و بنیادین زبان عرفان میتوان دانست که با عناصر محتوایی سنت عرفانی نیز در پیوند است؛ بیآنکه این عناصر در تبیینهای زبانشناختی و فرمال زبان عرفان نقشی الزامی داشته باشند. از جملة این عناصر محتوایی میتوان به فراروی و صیرورت و گذر از ظاهر به باطن اشاره کرد که نمود زبانی خود را در الگوی تأویلی مییابند.