کلان‌استعارة مفهومیِ «خداوندگاری به منزلة کشورداری» در مرصادالعباد

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدة ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خلیج فارس، بوشهر، ایران

2 کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدة ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خلیج فارس، بوشهر، ایران

doi
10.22108/jpll.2022.133471.1699
چکیده

بیان مسئله: مرصادالعباد اثری بدیع و ممتاز در پهنۀ ادب فارسی است؛ زبان و بیان آن گوشنواز و گاه شاعرانه است و ازنظر تصویری ـ بلاغی کتابی شگرف به شمار می‌آید. با توجه به شناختگی و شهرگیِ تمثیل در علوم بلاغیِ ما، مطالعۀ تصاویر مرصادالعباد اغلب متمایل به بررسی جنبه‌های تمثیلی آن بوده است و استعاره‌های آن در قالب دیدگاه‌های کهن بررسی شده است؛ حال آنکه مرصادالعباد خوشه‌های استعاریِ مبتنی بر نگرش سیاسی ـ اجتماعی دارد و با توجه به پراکندگی و گستردگی این خوشه‌ها می‌توان با نظریۀ استعارۀ مفهومی، نگاهی تازه به این اثر داشت.روش: روش تحقیق تحلیلی ـ توصیفی است و دامنۀ پژوهش مبنی بر متن مرصادالعباد است.نتایج و یافته‌ها: این تحقیق نشان داد رشته‌های استعاری در پیوند با یکدیگر، در متن تأمل‌برانگیز است و می‌توان آنها را خُرداستعاره نامید. شبکۀ خرداستعاره‌های به‌‌هم‌پیوسته از این قرار است: «هبوط روح در تن به‌منزلۀ جلوس پادشاه»، «خزانه‌داری خداوند به‌منزلۀ گنجینه‌داری پادشاه»، «ابلیس به‌منزلۀ مجرم و محکوم‌شده ازسوی سلطان»، «پرورش روح به‌منزلۀ پروردنِ باز شکاری»، «تبلیغ دین به‌منزلة تشکیلات اطلاع‌رسانی پادشاه». این پنج استعارۀ خرد، هریک دارای زیرمجموعه‌هایی بوده‌اند که در متن تحقیق با ذکر شاهدمثال و ترسیم نمودارهایی تبیین شده‌اند. همچنین، دقت در خُرداستعاره‌ها نشان می‌دهد که می‌توان مجموعۀ آنها را ذیل کلان‌استعارۀ «خداوندگاری به‌منزلة کشورداری» قرار داد.