بازنمایی روان ادراکی نوستالژی تصعیدی مولانا در ساحت گفتمان روایی نی‌نامه

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشکدة علوم انسانی و مدیریت، دانشگاه ولایت، ایرانشهر، ایران

doi
10.22108/jpll.2023.127837.1601
چکیده

بیان مسئله: مطالعات جدید روان‌شناختی به‌طور اقناع‌کننده‌ای اثبات می‌کنند که متغیر نوستالژی با میزان آگاهی و گسترة شناختی افراد رابطه‌‌ای بسیار عمیق دارد؛ ازهمین‌رو، نباید نوستالژی را فقط مفهوم و برایندی حسی و حسرت‌آور از یادکرد گذشته‌های خاطره‌انگیز دانست که پیامدی فروکاسته و انفعالی درپی دارد. نوستالژی در فهم واقعی، کارکردی عقلانی و کنشی فعال تلقی می‌شود که می‌توان با ایجاد زمینة گفته‌پردازی و بهره‌گیری از شریک گفتمانی به مبانی خلاقانه و مولد آن دست یافت.روش: این مقاله درپی پاسخ‌دادن به این پرسش‌ها به‌روش مطالعة کتابخانه‌ای به‌شیوه‌‌ای تحلیلی است: 1) آیا می‌توان نی‌نامه را یک متن نوستالژیکی عالی متفکرانه و کدهای زبانی آن را نوعی زبان رفتاری تصعیدی دانست؟ 2) آیا می‌توان رابطه‌‌ای معنادار از امتزاج نوستالژی و تصعید در نی‌نامه به دست آورد؟یافته‌ها و نتایج: تمایلات واپس‌زده و تصعیدی به هیچ شکلی در روند زندگی انسان فراموش نخواهند شد و پیوسته به هر طریقی فرد را در چنبره و مخمصة فشار نیروهای درونی قرار می‌دهد؛ بنابراین، این نیروها یا از مجاری زبان و یا از رهگذر ارگانیسم، خود را بروز می‌دهند؛ از اینجاست که شعر و شاعر در مطالعات روان‌شناختی بسیار مهم و جدّی به شمار می‌روند. قدر مسلم با اتکای همین مفاهیم، مولانا توانسته است نی‌نامه را با ساحتی گفتمانی روایی برای تبیین جهانی متفکرانه نوستالژی و زبانی تصعیدی مدبرانه فراهم آورد.