نقد تخیلی غزلیات سنایی غزنوی از منظر ژیلبر دوران

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدة ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران

2 استادیار زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدة ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران

doi
10.22108/jpll.2022.127438.1585
چکیده

بیان مسئله: در آثار ادبی و هنری، تخیل نقشی اساسی دارد. وجود تعریف‌های گوناگون از این اصطلاح، هریک سبب تبیین جنبه‌های متفاوتی از آثار می‌شود. یکی از دلایل توجه به تخیل و ساختارهای تخیلی، تبیین اندیشه و احساس شاعران و نویسندگان است. درواقع تخیل مکانیزمی دفاعی است تا شاعر و نویسنده بتواند بر التهاب‌ها و تشویش‌های درونی خود فائق آید.روش: وجود پررنگ نمادهای دارای ارزش‌گذاری مثبت، امکان بررسی غزلیات سنایی را طبق نظریۀ ژیلبر دوران با شیوه‌ای توصیفی ـ تحلیلی میسر می‌کند.یافته‌ها و نتایج: فراوانی نمادهای مربوط‌به این منظومه بر توانایی شاعر در غلبه بر نگرانی‌ها وآشوب‌های درونی صحّه می‌گذارد. در غزلیات سنایی تلطیف نمادهای ناخوشایند،کاربرد نمادهای خوشایند و رغبت شاعر برای بهره‌گیری از نمادهای ایمنی‌بخش برای ارائة تصویر مطلوب از معشوق و بیان ویژگی‌های روانی شاعر شکل می‌گیرند. درون‌گرایی، خودشناسی، مثبت‌انگاری، سازگاری با ناملایمات در سایة توجه شاعر به نمادهای درون‌بودگی آشکار می‌شود. نمادهای مادرمثالیِ «خاک کوی معشوق» و «ظرف و مظروف‌ها» بیانگر خاکساری، میل به سکون و آرامش عاشق و بزرگداشت معشوق‌اند.کاربرد نمادهای پیشرفت، ریتم‌دار و آغاز دوباره، وصال و امید وصال را برای شاعر ممکن می‌کند. برهم‌زدن نظم طبیعی چرخه‌ها، توصیفات پرشور از آینده وگذشته به همراه توصیفات پارادوکسیکال از دیگر شیوه‌های زمان‌گریزی شاعر است تا جاودانگی، تکامل‌یافتگی معشوق و ثبات‌قدم عاشق را هویدا کند. افرادی مانند سنایی که متمایل به استفاده از نمادهای منظومة شبانه به‌ویژه نمادهای آرمیدنِ خاک و آب هستند، معمولاً انسان‌هایی مثبت‌اندیش، صلح‌جو، معتدل، سازگار و تاحدی اندوهناک‌اند که مسائل را با حرکتی مسالمت‌آمیز حل می‌کنند. در هریک از آثار، بسته به میزان تمایل و بسامد نمادهای این نظریه می‌توان به جنبه‌های جدیدی از تخیل، ویژگی‌های روانی و فکری شاعر یا نویسنده دست یافت.