کرامات زمینه‌ساز چهره‌ای اسطوره‌ای از عارفان براساس نظریات جوزف کمپبل

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری تاریخ ایران اسلامی، گروه تاریخ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی، مشهد، ایران.

2 استادیار گروه تاریخ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد، ایران

doi
10.22108/jpll.2023.135000.1726
چکیده

بیان مسئله: یکی از مباحث پرمناقشة عرفان اسلامی، متصورشدن قدرت کرامت‌گونه برای شیوخ متصوفه است که قرابت معنایی و محتوایی بسیاری به معجزه دارد. با این تفاوت که معجزه مخصوص پیامبران و کرامت، کارهای خارق‌العادة اولیاءالله است. با سازمان‌یافتن طریقت‌ها در میانه‌های قرن پنجم هجری و ضعف شدید حکومت سلجوقی بعد از شکست سنجر (م. 552 ق.) از غزان و فروپاشی اوضاع اجتماعی و سیاسی، کرامت مدلولی متفاوت یافت و به کارهای فوق‌بشری مرشد طریقت اشاره می‌کرد. پیر و مراد دیگر تنها یک شخص روحانی صرف نیست؛ بلکه مانند قهرمانان اسطوره‌ای با قدرت الهی تصویر می‌شود که نظم و قوانین الهی حاکم بر طبیعت را می‌شکند. کراماتْ مسیر سفر سالک را مانند سفر قهرمان اسطوره‌ها ترسیم می‌کند که شیخ از مسیر بسیار سخت و صعبی گذر کرده تا توانسته است به چنین قدرت مافوق‌انسانی دست یابد و از ثمرات آن، مریدان و حامیانش را بهره‌مند کند. نظریة «تک‌اسطورة» جوزف کمپبل، انطباق بسیاری با مسیر سفر روحانی سالک دارد. روش: در این مقاله منابع مکتوب عرفانی و تاریخی مربوط‌به سیر حرکت عارف تا رسیدن به کمال گردآوری شد؛ سپس آن مفاهیم با سه مرحلة «جدایی»، «تشرف» و «بازگشت» نظریة کمپبل تطبیق داده شد. نتایج و یافته‌ها: از تطابق یادشده به این نتیجه می‌توان رسید که هدف از خلق کرامات، ساخت چهره‌ای اسطوره‌ای از عارفان است تا آنان را قهرمانان مذهبی عصر جدید معرفی کنند.