کارکرد تبیینیِ مناجات در تحلیل داستان‌های دفتر پنجم مثنوی

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

doi
10.22108/jpll.2023.135324.1734
چکیده

بیان مسئله: مولانا برخی از اندیشه‌ها و تجارب عرفانی خود را تنها در گونة ادبیِ «مناجات» بیان می‌کند. وی افزون‌بر ایجاد نوعی فرم ویژة خلاقانه در مناجات، کارکرد برجستة آن را در انتقال مفاهیمی وضع می‌نهد که مقصود غاییِ داستان‌هایی در مثنوی با کاربرد آن حاصل می‌شود. هدف اصلی پژوهش عبارت است از: بررسی وجوه هنری این نوع ادبی در قالب زبانِ عرفانی؛ نقش بارز آن در بیان نکته‌های باطنی با شناخت روایت و تحلیل گفتمانی و نیز چگونگی بسط موضوعات متکثر در گذر تلفیق آنها در یک شبکة پیچیدة منسجم و هماهنگ.روش: این پژوهش به‌شیوة توصیف و تحلیل داده‌ها و مبتنی بر مبانی نقد و نظریه، با توجه به یک حدیث و چهار داستان از دفتر پنجم مثنوی و در 69 بیت به انجام رسیده است.یافته‌ها و نتایج: در اشاره به برخی یافته‌ها می‌توان گفت خطاب‌های عاطفی مولانا در شکل مناجات، زبان ویژه‌ای، هم در شکل و هم در محتوای آن می‌آفریند که نگرش تأویلیِ او را در دریافت معانیِ خاصی به این شیوه نشان می‌دهد؛ نیز تأکید می‌کند که این شیوة بیان علاوه‌بر ایجاد توازن و انسجام در میان اجزای داستان و از لابه‌لای پیچیدگی‌های معانی ضمنی، بعضی دلالت‌های عمیق و گستردة متن را به‌گونة مشخص‌تری ظاهر می‌کند؛ این قابلیتْ خوانش‌های متعددی از موضوع ارائه می‌دهد و از این طریق بر عملکرد کیفیِ خواننده برای درک صحیح‌ترِ وی از پیام‌های آن تأثیری آشکار می‌گذارد؛ بدین ترتیب علاوه‌بر القای مفاهیم عمیق عاطفی به خواننده، برخی خلأهای انتقال و دریافت شناخت دقیق مضامین عرفانی هم جبران می‌شود.