شطح سبحانیِ بایزید در ترازوی نقد صوفیان ‏(بررسی تاریخی شطح سبحانیِ بایزید و آرای شمس در این باره)‏

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشکدة ادبیات، دانشگاه گلستان، گرگان، ایران ‏

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشکدة ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

doi
10.22108/jpll.2021.125237.1531
چکیده

شطح و شطح‌گویی یکی از عناصر انکارناپذیر در تصوف اسلامی است. خراسانیان از هواداران شطح بوده‌اند و بیشترین شطح‌ها نیز از صوفیانِ خراسان روایت شده ‌است. بایزید بسطامی که پیشوای خراسانیان است، شطح‌های بسیاری بر زبان رانده است؛ یکی از مهم‌ترین آنها «سبحانی سبحانی ماأعظم شأنی» است. به این شطح در محافل صوفیانه بسیار توجه شد و مخالفان و موافقان بسیاری پدید آورد. در این پژوهش به بررسی سخنان مشایخ دربارة شطحیات بایزید به‌صورت کلی و سپس شطح سبحانی بایزید به‌صورت خاص پرداخته شده است؛ همچنین به آرای شمس تبریزی دربارۀ این سخن بایزید توجه می‌شود. نگاه منتقدانة شمس در تصوف، به موضوع شطح نیز راه یافته و به‌ویژه شطحِ سبحانیِ بایزید را از وجوه گوناگون بررسی و نقد کرده است. بررسی دیدگاه‌های شمس در این باره نشان می‌دهد او بر نظریات پیشینیان نسبت‌به این سخن بایزید آگاه بوده؛ اما به‌سبب خروج شطح از دایرۀ شریعت و عرف، آن را از گفتمان عرفانی خود خارج کرده است و از این منظر، بایزید و شطحیات او را نقد می‌کند.

کلیدواژه‌ها