رویکرد عرفانی مولوی به حدیث لیلةالتعریس و بازتاب آن در منابع اسلامی
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشکدة ادبیات و زبانهای خارجی، دانشگاه کاشان، اصفهان، ایران
2 دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه کاشان، اصفهان، ایران
doi
10.22108/jpll.2021.127720.1593چکیده
روایت «لیلةالتعریس» در شمار قصههای مشهوری است که در طول تاریخ اسلام، شهرت بسیاری داشته و در بیشتر منابع و متون اسلامی ذکر شده است؛ همچنین در شعر شاعران بزرگ ادب فارسی مانند مولوی نیز راه یافته است. البته با توجه به اختلافات نقل راویان در اصل داستان و همچنین مسائلی مانند عصمت و نبودِ سهو یا خطای پیامبر (ص) و مواردی مانند جعل یا تقیۀ راویان، همواره مخالفان و موافقان بسیاری برای این روایت وجود داشته است؛ ازاینرو، در این پژوهش با استفاده از روش اسنادی، ضمن تحلیل و بررسی این حدیث در متون و منابع اسلامی و نیز اختلافات شایع بین اهل سنت و شیعه در عصمت پیامبر (ص)، به رویکرد عرفانی مولوی نیز پرداخته شده است؛ زیرا مولوی در مثنوی، جدا از آرا و اندیشههای مخالفان و موافقان، بیشتر درپی تحلیل و تبیین عرفانی این داستان، پروراندن معانی بلند و باریک عرفانی و توجه به باطن و تأویل این داستان بوده و کمتر به ظاهر و لفظ آن اهتمام ورزیده است. مولوی بیشتر به فواید روحانی، ایمانی، اخلاقی و عرفانی روایت توجه داشته است و خواب پیامبر (ص) را نوعی استغراق، فنا و تجربۀ عرفانی میداند که بیانگر حالت وصال پیامبر (ص) با حق تعالی در همه حال است؛ درواقع مولوی با رویکرد عرفانی خود توانسته است به اختلافات کلامی این مسئله پایان دهد.